رازهای بزرگسالی

گردش زمین بیش از هر چیز برایم تداعی‌گر تغییر است. تغییر هر آنچه فکر می‌کنیم قانونی ابدی یا حتی رمز و رازی است که باید کشف شود.

با خودم فکر می‌کردم هیچ رازی در جهان نیست. هرکسی راز خودش را دارد.

ما متولد می‌شویم، زندگی می‌کنیم و گاهی هم بزرگ می‌شویم.

قرار نیست در تلاشی برای کشف رازهای خلقت، کفش پاره کنیم. قرار است به جای ساعت‌های بی‌برگشتی که می‌کُشیم، رازهای خودمان را خلق کنیم.

من هم از آنچه در پس شب کردن روزها دستگیرم شده، رازهایی درست کرده‌ام. به تدریج و به فراخور ثانیه‌هایی که جرعه‌ای مرا بزرگ می‌کنند، آن‌ها را منتشر می‌کنم.

راز بزرگسالی شمارۀ ۱:

قرار نیست مردم قدردان تو باشند، همان‌طور که غالباً تو هم قدران خودت نیستی.

قدردانی نوعی انتظار فلج‌کننده است که هر چه زودتر خفه شود، راه نفس کشیدن برای شادمانی، بازتر می‌شود.

وقتی در انتظار قدردانی، بابت هدیه‌ای که به مردم پیشکش کرده‌ای، لحظه‌هایت را حراج نمی‌کنی، تجربۀ گران‌بهایی از رشد شخصیتت را به دست می‌آوری.

همین بس که این جمله از گاندی را به یاد داشته باشی که رایحۀ گل، همیشه در دستان کسی می‌ماند که آن را هدیه داده است.

شاید وقت آن است که شکرگزاری از شایستگی‌های خودت را آغاز کنی تا ببینی چگونه تداوم انگیزه در دریای درونت موج خواهد زد.

به قول اسکار وایلد، وظیفه چیزی است که انتظارش را از دیگران داریم نه از خودمان. ما موظفیم از خوبی‌های خود سپاسگزار باشیم. انتظار داشتن از دیگران، کار آدم‌های متوسط و بی‌خبر از گذر ثانیه‌های ارزشمند است.

گاهی لازم است بارها خودت را خط بزنی و بازنویسی کنی.

یادگیری با ناهید عبدی در تلگرام

1 دیدگاه

  1. مهدی میرزابیگی

    ۱۳۹۶-۰۹-۰۱ at ۱۲:۰۶ ق.ظ

    چقدر زیبا نوشتید. اونجا که گفتید :
    قدردانی نوعی انتظار فلج‌کننده است که هر چه زودتر خفه شود، راه نفس کشیدن برای شادمانی، بازتر می‌شود.
    البته این یک قدردانی نبود 🙂
    حس درونی آشنایی بود که از متن شما گرفتم.

پاسخ دهید