داستان یک رابطۀ موفق

«دلش می‌خواست با اشاره‌ای، این رابطۀ بی نفْس تمام‌شدنی را که صدای نفَس‌های آخرش شنیده می‌شد، بازسازی کند. پنجه‌های دل‌مشغولی، در ذهنش فرورفته بود و خیال رفتن نداشت. پریشانی مثل وزنۀ تنبلی بر فکرش افتاده بود، نه می‌رفت نه آب می‌شد. حس می‌کرد روزگار دست به سینه، به تهی شدگی رابطه‌اش، پوزخند می‌زند…»

به عکس یک رابطۀ موفق، جای خالی چند نکته، در داستان رابطه‌هایی این‌چنین، به چشم می‌خورد:

پذیرش: در یک رابطۀ سالم، طرفین تلاش نمی‌کنند دیگری را به کیش خود درآورند. سازۀ این رابطه‌ها بر این اصل بناشده است که هرکسی، خودِ واقعی‌اش باشد. پذیرش تفاوت‌ها، احساسات مشابه خوبی ایجاد می‌کند.

تحسین: رابطۀ خوب، شوق حرکت ایجاد می‌کند و درجا زدن و بی‌تحرکی، دیگر بی‌مناسبت می‌شود. میل به تحسین شدن از بزرگ‌ترین نیازهایی است که در یک رابطۀ غنی، به خوبی پاسخ داده می‌شود و موجب حرکت می شود. یک پدیدۀ روان‌شناختی می‌گوید، مردم ناخودآگاه ویژگی‌هایی که به آن‌ها نسبت می‌دهیم، به خودمان نسبت می‌دهند.

حفظ حریم: قرار نیست در رابطه‌ای صمیمی، خط قرمزها برداشته شوند. قرار هم نیست تا مرز حریم طرف مقابل اشغال شود. هر رابطه قرار است تنها درصدی از دنیای دیگری را پوشش دهد.

ابراز دوست داشتن: مطابق تحقیقات، انسان‌ها نسبت به کسی که اغلب اوقات محبت خود را ابراز می‌کند، ۴۷ درصد بیشتر احساس نزدیکی و دوست داشتن می‌کنند. (چطور به این آمار رسیده‌اند!)

تلاش مداوم: روزمرگی به سراغ رابطه‌هایی می‌آید که تپنده و پویا نیستند. بخش مهمی از دوستی، نشان دادن و ابراز مداوم آن است. به گفتۀ وودی آلن، ۸۰ درصد موفقیت در احساسات، نشان دادن آن است.

و دکتر شریعتی چه زیبا گفت که، احساس با تکرار جان می‌گیرد.

یادگیری با ناهید عبدی در تلگرام

پاسخ دهید