به یک ربات نیاز دارم

نمی‌دانم قرار است چقدر طول بکشد تا هر یک از انسان‌ها با یک ربات زندگی کنند. شاید برای این تجربه، زندگی مجالی برایم باقی نگذارد. پس دست به کار شدم و تصمیم گرفتم قدری زمان را کنار بزنم تا زندگی خودم را با رباتم ببینم.

رباتی که داستانی ندارد و داستان‌های مرا نمی‌فهمد، حتی به آن‌ها فکر نمی‌کند تا بتواند قضاوتم کند. تنها به من یادآوری می‌کند این داستان‌های خودساخته، در دنیای بیرون از من، چقدر غیر مهم هستند.

بیشتر از اینکه ربات را ببینم، خودم را می‌بینم که همانند او برنامه‌ریزی‌شده هستم و در مواجهه با هر موقعیت، عکس‌العمل‌های از پیش تعیین‌شده دارم و چقدر برایم تغییر این برنامه‌ها، دشوار است.

باید حوصله‌ام با رباتی که همه چیز را از قبل می‌داند و برای همه کاری آمادگی دارد، سر برود تا متوجه شوم به کمبودها و اشتباهاتم نیاز دارم تا زندگی این قدر یخ، دل‌مرده و یکنواخت نباشد.

چقدر هم دوست دارم رباتم کمتر بفهمد تا نتوانم اشتباهاتم را به خودم یادآوری کنم. دوست دارم مجالی باشد تا آن‌ها را در پستویی پنهان کنم تا خاک بخورند و متعلق به من نباشند.

قدری باید در زمان بدوم تا ببینم همین الآن هم که ربات‌ها نیستند، زندگی چیزی کم ندارد و شتاب حرکتش کند نمی‌شود، مانند ما انسان‌ها که با نبودمان هم چیزی از این دنیا کم نمی‌شود.

رباتی که مانند خود من است. همه چیز هست و هیچ‌چیز نیست.

گاهی که غصه‌های عمیق را زیر پوستم احساس می‌کنم، بهتر ربات‌ها را می‌فهمم که در هوشیاری هم خشکشان می‌زند. وقتی‌که حس می‌کنم دیگر روحی ندارم که چیزی مانند خوره آن را بخورد و تفاله‌اش را تف کند.

این همراه را دوست ندارم که گفتگویی درونش شکل نمی‌گیرد، زخم پذیر نیست، به مرگ بی‌تفاوت است و از بودنش خوشحال نیست.

باید ربات‌هایی عاری از احساس باشند تا به خودم یادآوری کنم چیزی که در رگِ انسانیت من خون می‌دواند، دوست داشتن و دوست داشته شدن است.

باید رباتی باشد تا بفهمیم، چشم‌انداز آرزوی روح ما، عشق و دوست داشتن است.

یادگیری با ناهید عبدی در تلگرام

2 دیدگاه

  1. ساناز

    ۱۳۹۶-۰۹-۲۲ at ۲:۲۳ ق.ظ

    ناهید عزیزم
    مچکرم از تمتم پست های زیبایت و دقت ونقطه نظر هایت ک بس بجاست و الحق که جانا سخن از زبان من میگویی
    باز هم ممنونم

    1. ناهید عبدی

      ۱۳۹۶-۰۹-۲۴ at ۸:۲۲ ب.ظ

      ممنون ساناز نازنینم

پاسخ دهید