این تجربه را بدزدید

مدتی است برای شکرگزاری داشته‌هایم، به یک لبخند ساده یا بیان چند کلمۀ مختصر بسنده نمی‌کنم. زیباترین دفترچه‌ام را برای شکرگزاری اختصاص داده‌ام و از هر آنچه ثانیه‌ای برایم لذت می‌آفریند، در آن می‌نویسم و با کلماتم لبخند می‌زنم.

در کنار آن، دفترچه‌ای برای شکرگزاری از خودم دارم که سعی می‌کنم هرروز برای تشکر از کارهای خوب خودم، در آن بنویسم. همان چیزی که مجبورم می‌کند با خودم خلوت کنم، مصداقی از انجام کارهای خوبم بیابم تا حرفی برای نوشتن داشته باشم.

شکرگزاری هرروزه باعث می‌شود خودت را مانند روزهای اول در یک قرار عاشقانه، دوست داشته باشی.

وقتی برای نوشتن از خودت دست‌به‌قلم می‌شوی، دریای وجودت را چنان روشن می‌بینی که ریگ‌های شسته‌اش را به دست می‌گیری، با کلماتت گویی آن‌ها را سوهان می‌کشی تا زاویه‌های تیز و برنده‌اش را ذره‌ذره فروبریزد و سرانجام نرم‌تر و پوک‌تر شود تا مجالی باشد زیر فشار خوبی‌ها و انسانیت بیشتر، ورزیده‌تر و ماندگارتر شوند.

یکی از اصول اتیکت در رفتار با خود این است که هنرمندانه و پیوسته، قدردان خوبی‌های خودت باشی.

در حقیقت با خودت هم‌نفس می‌شوی، به تماشای درونت می‌نشینی و خوبی‌هایت را از جلد درونت بیرون می‌کشی.

یادگیری با ناهید عبدی در تلگرام

پاسخ دهید