مزیت محدودیت

نمی‌خواهم از مثبت اندیشی و کلیشۀ مثبت نگری حرف بزنم. تنها به حقیقتی اشاره می‌کنم که همۀ ما به‌نوعی با آن مواجه هستیم.

دنیای هر کدام از ما، در چارچوبی شکل‌گرفته که برشی از دنیای واقعی است. درواقع هر یک از ما حصاری در دنیا ایجاد کرده‌ایم که جهانمان از وسط آن بیرون زده است.

البته خیلی وقت‌ها متوجه نیستیم که در کدام چارچوب محصورشده‌ایم. بعضی‌ها بین محل کار و خانه دنیایشان را می‌سازند، برخی بین جمع دوستان و خانواده، بعضی‌ها در دنیای آنلاین و بعضی‌ها در یک کافه یا خیابان خاص، یا بین کتاب‌هایشان.

گمان می‌کنم درنتیجۀ فشار این چارچوب‌ها، عصاره‌ای از شخصیت ما برجا می‌ماند که به‌کل زندگی‌مان تعمیم پیدا می‌کند. دنیایی که خود را در آن محصور کرده‌ایم، ما را می‌فشارد و درنهایت چکیده‌ای از عادت‌ها را بیرون می‌دهد.

مثلاً زمانی که در فشار درس و دانشگاه بودم و دنیای خودم را به آن قسمت محدود کرده بودم، شاید بتوانم تنها و بزرگ‌ترین عصاره‌اش را، تعهدی بدانم که برایم باقی ماند. تعهدی که به خواندن و نوشتن در من شکل گرفت، ناخودآگاه به‌کل زندگی‌ام تعمیم پیدا کرد.

مزیت بزرگ این محدودیت‌ها، صفات خوبی است که در ما شکل می‌گیرد و چون ما انسان‌ها ذاتاً محدود به جهان خودمان هستیم، این صفات در ما نهادینه می‌شوند و می‌توانند سال‌ها همراه ما بمانند.

گاهی هم پیش می‌آید که صفات نادرستی از بودن در چارچوبی غلط و نامتناسب با ما، همراهمان می‌شود. گاهی که دیگر خودمان را طاقت نمی‌آوریم و بیرون می‌زنیم و تلاش می‌کنیم دنیای اطرافمان را تغییر دهیم.

وقتی به حد کافی بر بودن خود اشراف داشته باشیم، می‌توانیم آگاهانه این چارچوب‌ها را جابه‌جا کنیم، روابطی را از نو بسازیم و البته به سختی تلاش کنیم چکیده‌هایی که از دنیاهای قبلی با ما مانده‌اند را دور بریزیم و عادت‌های جدیدتری برای خود بسازیم.

یادگیری با ناهید عبدی در تلگرام

پاسخ دهید