حکمت زخم‌ها

«زخم‌ها حقایقی را با خود دارند که مدت‌ها تو را تاب می‌آورند تا به آن‌ها برسی».

صدای تپش‌های قلبی که در تنهایی می‌شنوی، صدای باز شدن دریچه‌ای است که از یک زندگی تازه می‌گوید. همان زندگی که هیچ‌گاه انتخابش نکرده بودی.

بغض‌های فروخورده، مانند حرف‌های ناگفته، عمیق‌ترین حرف‌ها را با خود دارند.

زخم‌هایت را بپذیر. بگذار در آغوش پریشانی‌ات جای بگیرند. گاهی بنشین  و زخم‌هایت را برانداز کن. آن‌قدر دقیق که هیچ‌گاه نتوانی ناخواسته زنندۀ آن‌ها به دیگری باشی.

دردهایت را فریاد نزن. در خلوت خودت آن‌ها را با قلم بشکاف و بر کاغذ بریز. با نوشتن هضمشان کن. فکرهایی که جفت‌وجور نیستند را باهم جور کن. بگذار کلمه به کلمه تسکینت دهند.

بگذار غم‌هایت بهانه‌ای باشند برای شادی‌هایی که بی چشمداشت تقدیم دیگران می‌کنی. بگذار روحت درست و حسابی هوایی بخورد تا کلاف گم داستانت باز شود.

جای بعضی زخم‌ها می‌ماند. گاهی در لحظه‌های خوبت هم تیر می‌کشد. مثل دیدن طلوعی که غروب را در خط افقِ فکرت می‌کشد و یادآوری می‌کند.

هرروز هزاران لحظه است و ما از جنس لحظه‌ایم. هر باریک نفس، هر باریک احساس. وزندگی از جمع این لحظه‌ها ساخته می‌شود.

یادگیری با ناهید عبدی در تلگرام

1 دیدگاه

  1. یک دوست

    ۱۳۹۶-۱۰-۱۰ at ۹:۴۴ ب.ظ

    خیلی زیبا بود.
    چند بار خوندمش و لذت بردم.
    باعث و بانی زخمها را باید لعن و نفرین کرد?

پاسخ دهید