در زندگی‌ات با چه کسانی می‌دوی؟

هر یک از ما تعبیری از زندگی داریم که نمی‌توان درست یا غلط بودن آن‌ها را محک زد، تنها می‌توان تغییر این تعابیر را درگذر زمان دید.

وقتی درگیر کسی یا چیز هستیم، زندگی را میدان مسابقه‌ای می‌بینیم که این درگیری در متن آن ریخته شده. وقتی ایام به کام است، زندگی را هدیه‌ای پیشکش شده می‌بینیم و قدر ثانیه‌هایش را بهتر میدانیم. وقتی هم که غصه‌دار باشیم، رمقی برای تعریف زندگی نداریم.

مستقل از تعابیر مختلف، همواره همراهانی را داریم که مسیر زنده بودنمان را با آن‌ها تقسیم می‌کنیم.

هرازگاهی بد نیست سرعت حرکتمان را (که البته اغلب اوقات کند است)، کندتر کنیم و نگاهی به دوندگانِ همراهمان بیندازیم.

بعضی‌ها هستند که فقط کنارمان می‌دوند، بی‌رمق، بی‌احساس و بی‌حرفی برای گفتن یا صدای رسایی برای شنیدن.

بعضی‌ها تا مسیری همراهمان می‌آیند، شرایط که عوض می‌شود، ما را جا می‌گذارند و تندتر پیش می‌روند. جایی که از ما جدا می‌شوند همان‌جایی ست که لحنِ روح این آدم‌ها را دیگر نمی‌فهمیم. آنجاست که به سبک‌باری خود پی می‌بریم و باید تلاش کنیم تا خود را افزون‌تر کنیم.

بعضی‌ها را باید جا بگذاری تا از دلواپسی‌های پست، گذر کنی. همان‌هایی که با تو می‌دوند تا باری از حقارت یا حسادت خود را بر دوش تو بگذارند و مجالی برای سبکبال دویدن، به تو ندهند.

بعضی‌ها برای ثانیه‌ای از نیم‌رخ زندگی‌مان می‌دوند اما برای سال‌ها قلب زندگی‌مان از حرم نفسشان تندتر می‌زند و صدایشان همواره در گوش جانمان می‌پیچد و می‌ماند.

همراهان ناماندنی را که کنار بزنی، در جاده‌هایی که بر تنِ زمینش جای پای کمتری مانده، همراهانی را می‌یابی که راه رفتن را در مجال کوتاه زندگی بر تو نمی پسندند. همراه و همپای تو می‌دوند. در روانیِ این همراهی طوری غوطه می‌خوری که حتی در شتاب دویدن، غیبت و فراموشیِ خستگی را حس می‌کنی.

اگر در مسیر کم بیاوری، جرعه‌ای آگاهی در تو می‌ریزند، حیرتی مداوم و پرسنده از تلاش‌های تو دارند. تو را به بیشتر بودن و بیشتر شدن دعوت می‌کنند. همان دوندگانی که تا انتهای مسیر همراه تو می‌دوند و انعکاس صدای نفسشان، زیباترین طنین زندگی‌ات می‌شود.

یادگیری با ناهید عبدی در تلگرام

1 دیدگاه

  1. حسین طارمیلر

    ۱۳۹۶-۱۰-۱۹ at ۲:۱۱ ب.ظ

    “بعضی‌ها برای ثانیه‌ای از نیم‌رخ زندگی‌مان می‌دوند اما برای سال‌ها قلب زندگی‌مان از حرم نفسشان تندتر می‌زند و صدایشان همواره در گوش جانمان می‌پیچد و می‌ماند.”
    تعبیر خیلی زیبایی بود

پاسخ دهید