راهی برای مدیریت افکارمان

اگر از من بپرسند چگونه دنیایت را دگرگون می‌کنی، خواهم گفت: واژه‌های جدیدی پیدا می‌کنم و با آن‌ها زندگی می‌کنم.

محمدرضا شعبانعلی می‌گوید: هیچ‌کس از متوسط اطرافیانش چندان فراتر نمی‌رود.

با این نگاه شاید بتوان گفت: واژه‌های ما از آنچه می‌بینیم و می‌شنویم، چندان فراتر نمی‌روند.

یکی از بهترین راه‌های مدیریت افکارمان، مدیریت واژه‌هایی است که بکار می‌بریم و برای این کار، باید مدیریت زمان محدودمان را یاد بگیریم.

زمانی که هیچ‌گاه برای ما متوقف نمی‌شود اما اگر در کمینش بنشینیم و شکارش کنیم، می‌توانیم آن را به قدر بودنمان، بیشتر کنیم.

وقتی انتخاب می‌کنی چه چیزی را نخوانی و نبینی، درواقع انتخاب کرده‌ای دنیای فردایت از آن واژه‌ها خالی باشد و وقتی چیزی را به دنیایت راه می‌دهی، قبل از هر اتفاقی، خانۀ ذهنت را به روی واژه‌های تازه بازکرده‌ای.

هر انتخاب یک نوع هویت‌سازی است، یک سبک زندگی، یک ریسک و شاید یک واژه. انتخاب می‌کنی که در تن محدود زندگی‌ات، کدام واژه‌ها جای بگیرند و کدام‌ها را پس بزنی.

واژه‌های ما، روشی برای بودن ما هستند و روزی می‌رسد که ما و واژه‌هایمان یکی می‌شویم. اگر آن‌ها را خوب مدیریت نکنیم، بیش از حد سطحی می‌شویم. در سطح که می‌مانیم، غبار روی جلدمان می‌نشیند و زندگی یکنواخت می‌شود.

واژه‌ها هم که خفته باشند، نیاز به خوب زندگی کردن، همچنان بیدار است. بهتر است دستی به سر و روی واژه‌هایمان بکشیم.

یادگیری با ناهید عبدی در تلگرام

پاسخ دهید