معیاری برای سنجش موفقیت

در دنیایی که توانایی درست ارتباط برقرار کردن، جایگاهی به مراتب بالاتر از یک مدرک دانشگاهی موثق دارد و در زمانی که توانایی تأثیرگذاری بر دیگران، محدودۀ زمان و مکان را شکسته است، خیلی درست نیست به کلیشه‌های رایج در مورد موفقیت فکر کنیم.

اکنون موفق بودن، بیشتر از اینکه یک قاعدۀ ذهنی و محدود باشد، نمادی بیرونی و ملموس‌تر پیداکرده است.

به گمانم یکی از معیارهای خوب برای سنجش موفقیت این است که ببینیم دیگران، چقدر عملکرد ما را به عنوان یک متر معتبر انتخاب می‌کنند و با نتایج کارهای خود قیاس می‌کنند.

وقتی معیاری می‌شویم برای اینکه دیگران خودشان را با ما اندازه می‌گیرند، متوجه می‌شویم نه‌تنها عملکرد قابل قبولی داشته‌ایم، بلکه توانسته‌ایم تأثیرگذار هم باشیم.

با این معیار شاید بتوان گفت تعریف شهرت این است که چقدر نام تو را به عنوان یک مرجع معتبر می‌شناسند.

تعریف رهبری این است که افکارِ چند نفر دنباله‌رو و تابعِ افکار تو است؛ و دیگر اینکه پشت چه میزی و در چه سازمانی نشسته باشی، کمتر معنای عامِ رهبری دارد.

تعریف تأثیرگذاری این است که محوریت ذهن و زندگی چند نفر هستی و چند نفر راغب‌اند تو را دنبال کنند و حرف‌هایت برایشان قابل‌پذیرش و قابل‌اتکاست.

تعریف عملکرد موفق این است که کارهای تو چقدر ترازوی سنجش دیگران است.

و درنهایت، تعریف یک زندگی موفق این است که با حذف تو از سیستم انسانی اطرافیانت، چقدر این سیستم لطمه می‌خورد و قسمت‌های بهینه‌اش غیرقابل‌جبران می‌شود.

یادگیری با ناهید عبدی در تلگرام

پاسخ دهید