این دو زن امید را چگونه می‌بینند؟

خواستم گفت‌وگویی خیالی بین دو زن بنویسم و از تصورات آن‌ها در مورد امید بگویم، دیدم خیلی هم خیالی نیست. مصداق هردوی آن‌ها را بارها دیده‌ایم و می‌بینیم.

پس شاید بهتر باشد این گفت‌وگو را واقعی تصور کنیم:

زن # ۱

امید برای من، به نتیجه رساندن تلاش‌هایم است. هر چه بیشتر تلاش می‌کنم، به نتایج خوبی که از کارم می‌گیرم، امیدوارتر می‌شوم.

زن # ۲

امید برای من نوعی تمرکز کردن است. تمرکز بر نقاط قوت زندگی، نوعی جدایی از ناملایمات و نادیده گرفتن منفی‌بافی‌ها.

زن # ۱

ما ذاتاً انسان‌های امیدواری هستیم. همین‌که می‌توانیم هرلحظه به تمام شدن زندگی، فکر نکنیم و همین‌که نگران نمی‌شویم که آیا فردا از خواب بیدار می‌شویم یا نه یعنی به زندگی امیدواریم.

زن # ۲

در کلاس تازه‌ای ثبت‌نام کرده‌ام و می‌خواهم راه‌های امیدوار بودن را بهتر یاد بگیرم. می‌خواهم بعد از کلاس، اقدامات بزرگی برای بهبود زندگی‌ام انجام دهم.

زن # ۱

امید برای من، حرکت و تلاش هر ساعت از هر روزِ هرماه است. امید به من می‌گوید خیالات واهی را کنار بگذار و با شور و اشتیاق کارکن. حتی اگر به نتیجه نرسی، تصمیم درستی گرفته‌ای.

زن # ۲

من فراتر از این‌ها فکر می‌کنم. با امیدی که در ذاتم دارم، تلاش می‌کنم حرکتی بزرگ انجام دهم. می‌خواهم خوب‌تر فکر کنم تا دستاوردهای بزرگ‌تری جذب کنم.

زن # ۱

هر چه درک من از دنیای اطرافم بیشتر می‌شود و هر چه بیشتر می‌خوانم، ناامیدیِ درست برای بعضی موارد، احساس بهتری به من می‌دهد و امیدواری دل‌نشین‌تری را تجربه می‌کنم.

زن # ۲

من هم هر چه بیشتر تأیید می‌شوم و هر چه اطرافیان همسوتر و مثبت اندیش تری پیدا می‌کنم، امیدوارترم.

 

نمی‌دانم این دو دیدگاه را چطور تعبیر و تفسیر می‌کنید؛ اما به‌شخصه سعی می‌کنم مانند زن # ۱، دنیا را ببینم.

امید واهی، امیدی است که با نوعی خوش بینی کاذب همراه است.

امید واقعی، امید به نتیجه گرفتن از اقدامات و تصمیمات حساب‌شده و درست است.

امید واقعی می‌گوید که اقدامات امسال را بررسی کن، فاصلۀ آن‌ها را با آنچه باید باشد بسنج و مجدداً تلاش کن.

امید واهی اما نوید هدف‌گذاری برای سال نو و روزهای نو را می‌دهد.

تعلیم گرفتن برای این‌گونه امیدواری‌های واهی را، تعلیم حماقت می‌دانم و توهین به کسانی که می‌خواهند با خیز جاه‌طلبانه‌ای، از راه میانبر به سوی خوشبختی بروند.

 

پی نوشت: تیتر این پست را از یکی از مطالب شماره هفتم مجله مروارید وام گرفته‌ام.

2 دیدگاه

  1. امیر ابراهیمی

    ۱۳۹۶-۱۲-۰۶ at ۶:۵۹ ق.ظ

    با سلام
    این متنتون رو باید چند بار بخونم اینقدر جالب بود.
    امید کاذب هنوزم وابسته به بیرونه ولی امید واقعی از درونه.
    آخرین گفته زن#۱ رو تجربه کردم.
    واقعا هرچی بیشتر می خونم حس می کنم که چقدر عقبم یا چقدر زمان کم دارم ولی باعث میشه که به خودم بیام و بازم با شوق ادامه بدم.

    1. ناهید عبدی

      ۱۳۹۶-۱۲-۱۸ at ۱۲:۲۷ ق.ظ

      امیدوارم با امید و پشتکار، ادامه بدی و بهترین ها رو رقم بزنی.
      موفق باشی

پاسخ دهید