چقدر در زندگی‌ات حضور داری؟

حتماً برایتان پیش‌آمده مدت زمانی مشغول مطالعۀ کتابی بوده‌اید، پاراگراف‌ها را پشت سر هم خوانده‌اید و لحظه‌ای به خود آمده و متوجه شده‌اید بدون اینکه ثانیه‌ای به آنچه خوانده‌اید فکر کرده باشید، ذهنتان درجایی دیگر سیر می‌کرده است.

این‌ها زمان‌هایی هستند که هستیم اما حضور نداریم.

معنای حضور، صرفاً در بودن خلاصه نمی‌شود. حضور به معنای تمرکز ذهن در لحظه است.

عدم حضور زمانی مشکل‌ساز می‌شود که تنها به قسمت کوچکی از زندگی‌مان محدود نمی شود بلکه گاهی روزها و سال‌هایمان را درگیر خود می‌کند.

بسیاری از افرادی هستند که سال‌ها زندگی می‌کنند بدون اینکه لحظه‌ای در زندگی‌شان حضور داشته باشند.

فکر می‌کنم با تغییر شرایط، شاید بتوان عمیق‌تر حضور داشت. پس شاید بهتر باشد در این مواقع فردی باشد تا چنین توصیه‌ای به ما بکند:

«بلند شو و جایت را عوض کن».

گاهی لازم است جایی را که افکارمان در آن سیر می‌کند، تغییر دهیم. رفتن به جایی دیگر، حضورمان را در زندگی پررنگ‌تر می‌کند.

چون فراموش می‌کنیم، دنیای واقعی، همان چیزی نیست که خودمان را در آن می‌بینیم. دنیایی که ما در آن محدودشده‌ایم، تکه‌ای از دنیاست که به اختیار خودمان آن را برداشته و از آنِ خود کرده‌ایم.

برای تجربۀ دنیای واقعی، لازم است پا را از محدودیت‌های خودساخته، فراتر بگذاریم.

زندگی کردن در دنیاهای جدید، مانند زدن آبی بر صورت، به‌یک‌باره ما را به خودمان می‌آورد و احتمال اینکه در این مواقع، بیشتر حضورداشته باشیم، افزایش پیدا می‌کند.

عضویت در کانال تلگرام ناهید عبدی

2 دیدگاه

  1. الهام

    ۱۳۹۶-۱۲-۰۶ at ۹:۳۷ ق.ظ

    بنظر من باید همون سر جای خودمون حضور را تمرین کنیم. وگرنه در جای جدید, هم بعداز مدتی همان بی حضوران خواهیم بود.

    1. ناهید عبدی

      ۱۳۹۶-۱۲-۱۸ at ۱۲:۲۸ ق.ظ

      به نکتۀ خوبی اشاره کردی الهام عزیزم.
      شروع همیشه از اون جایی که هستیم، معنی پیدا می کنه.
      منتظر شدن برای جای مناسب شروع کردن و زمان مناسب برای حضور داشتن، عملا به چیزی که بهش اشاره کردی (بی حضوری مجدد)، ختم می شه.

پاسخ دهید