چرا باید بزرگ‌تر فکر کنیم؟

«فکرهای محدود، از ما انسان‌هایی محدود با خواسته‌هایی سرکوب‌شده می‌سازد».

نمی‌دانم برای شما هم جذابیت دارد نقشۀ راهی از خواسته‌هایتان در مقاطع مختلف زندگی ترسیم کنید؟

چند روزی است که سعی می‌کنم خواسته‌هایی که در سنین مختلف زندگی‌ام داشته‌ام را مرور کنم و با ترسیم آن‌ها، تصویر شفاف‌تری برای خودشناسی و مسیر رشدی که طی کرده‌ام، به دست آورم.

حین ترسیم این روند جذاب، به نکتۀ جالبی پی بردم. در اکثریت مقاطع زندگی، ما خواسته‌هایمان را متناسب با وضعیتی که در آن به سر می‌بریم، تنظیم می‌کنیم.

چیزی ما را خوشحال می‌کند که از شرایط فعلی‌مان، ما را به درجه‌ای بالاتر سوق بدهد. در بسیاری از مواقع، شرایط فعلی‌مان را مانند فنداسیونی می‌بینیم که قرار است سازۀ خواسته‌ها و پیشرفت‌های آتی ما، بر روی آن بنا شود.

با خودم فکر کردم افرادی موفق‌تر خواهند بود که خود را به شرایط فعلی‌شان محدود نمی‌کنند و به‌گونه‌ای خود را به خواسته‌های نامتناسب عادت می‌دهند. خواسته‌هایی که از خودِ فعلی‌شان، فاصلۀ زیادی دارد.

منکر این قضیه نمی‌شوم که دسترسی به هر خواسته‌ای نیازمند شرایط متناسب با آن است اما وقتی توقعاتمان را متناسب با خودِ چند سال بعدمان می‌چینیم، برای بهتر شدن هرروزه هم بیشتر تلاش می‌کنیم.

مسلماً وقتی سطح اولیۀ خواسته‌هایمان را ارتقا می‌دهیم، باید تلاش و هزینه‌های که برای دستیابی به آن‌ها صرف می‌کنیم را بیشتر کنیم اما مزیت بزرگی که این خواسته‌ها برایمان می‌سازد این است که اگر همۀ آن‌ها هم تحقق پیدا نکند، شانس تجربه کردن دنیای متفاوت و خارج از چارچوب دنیای فعلی‌مان را به خود بخشیده‌ایم.

در این زمان می‌توانیم به تماشای رقابت خودمان با خودِ برترمان بنشینیم و از اینکه متعهدانه هزینۀ این پرشِ خواسته‌ها را تماشا می‌کنیم، لذت ببریم.

عضویت در کانال تلگرام ناهید عبدی

پاسخ دهید