مرگ و زندگی عجیب زمان‌‌های مختلف

ابراهیم گلستان می‌گوید: «کار ِکاج، سبز ماندن است».

شاید کار ما هم خوب زنده ماندن است. طوری که به جلوۀ زندگی کردن خودمان، جذب شویم.

شاید منصفانه نباشد خوب زنده ماندن را در کل زندگی تعریف کنیم. اگر آن‌ها را در تکه‌های زمانی بریده‌شده ثبت کنیم و به تصویر بکشیم، قضاوت بهتری در موردشان خواهیم کرد.

 

ثبت زمان‌هایی که برای همیشه زنده می‌مانند:

زمانی که چیز جدیدی یاد می‌گیریم، افکارمان را می‌تراشیم، صیقل می‌دهیم و پیکرمند می‌کنیم.

زمانی که کتابی بی‌نظیر می‌خوانیم و خودمان را خوب به جا می‌آوریم و سرشار از حیات می‌شویم.

وقتی با تمام وجود عشق می‌دهیم و عشق دریافت می‌کنیم و از زنده بودنمان، حظ می‌کنیم.

وقتی کاری را به بهترین نحو ممکن به پایان می‌رسانیم و آهنگ دلنوازِ «چه خوب تمام شد» را ساز می‌کنیم.

زمانی که تأثیر مثبتی بر زندگی فردی دیگر می‌گذاریم و زندگی را به‌اندازۀ آن زمان، حجم می‌دهیم و عظمتش را به تماشا می‌نشینیم.

 

ثبت زمان‌هایی که برای همیشه می‌میرند:

زمان‌هایی که به عزمِ جزم، درگیر دیگران می‌مانیم و به جای تمرکز بر خودمان، فکرمان به جایی از زندگی دیگری، قلاب می‌شود.

وقتی سبد فکرمان را از هر چیز دمِ دستی پر می‌کنیم و بعد ماتمان می‌برد که چرا درجا زدنمان، زاینده می‌شود و تکان نمی‌خوریم.

وقتی اسم تنبلی خودمان را بدشانسی می‌گذاریم و اجرت کارنکرده را می‌خواهیم.

وقتی کارها را به تعویق می‌اندازیم و آن‌ها را تلف می‌کنیم. زمان‌هایی که بی تصویر هستند یا جلوه‌ای عبوس و تند دارند.

وقتی می‌توانیم کتاب بخوانیم و غفلت می‌کنیم، برابر یادگیری سپر می‌گذاریم و اجازه نمی‌دهیم فهم و درکمان، قد بکشد.

وقتی به جای حرکت روبه‌جلو، درگیر گذشته می‌مانیم و فکرمان درجایی از گذشته چسبیده و کنده نمی‌شود.

عضویت در کانال تلگرام ناهید عبدی

1 دیدگاه

  1. سپیده

    ۱۳۹۶-۱۲-۲۰ at ۴:۵۸ ب.ظ

    بسیار سایت مفید و جذابی دارید .
    متن ها واقعا زیبا هستند
    موفق و پایدار باشید .

پاسخ دهید