محتوای شما چندضلعی است؟

دیدن یک تابلو نقاشیِ فاخر، برای شما جذابیت ایجاد می‌کند. چرا؟

چون شما دوست دارد تابلو را کشف کنید. تابلو قصد کشف شدن ندارد.

نقاش، به فکری که در سر داشته است، لباسی از جنس رنگ و طرح پوشانیده و آن فکر را روی بوم ریخته است.

مادامی که این فکر مانند طرحی بی‌تحرک روی بوم زندگی می‌کند، زنده است چون هر آن‌که بیننده به این طرح نگاه می‌کند، فکرهایی از داستان پشت تابلو، در ذهنش پاشیده می‌شود.

حالا به این فکر کنید محتوای شما چقدر نفس می‌کشد؟

وقتی بازار محتوا این قدر داغ نبود، صرفاً تولید محتوا، خود حرکتی بزرگ بود. شما می‌توانستید محتوای چندوجهی و یا حتی یک وجهی تولید کنید و نظر مخاطب را به خود جلب کنید.

محتوایی که تنها مرکزیت آن، خودتان یا نهایتاً مخاطبتان بود. مثل پیام بازرگانی که می‌گفت: «من خوبم مرا بخرید» یا دست‌نوشته‌های شخصی که می‌گفت: «من خوبم، به من توجه کنید» یا ویدئویی که می‌گفت: «شما خوب و آگاهید پس ما را انتخاب کنید».

الآن دیگر زمان تولید این‌گونه محتوا سر آمده. محتوا نمی‌تواند ثابت باشد و همه به تماشای آن بنشینند.

محتوا باید به سمت مخاطب سرازیر شود.

پس چرخ محتوا اختراع شد.

چرخ محتوا می‌تواند داستانی باشد که در پسِ آن زندگی می‌کند. داستانی که این قدر خوشایند است که بدون مقاومت، به سمت ذهن مخاطب حرکت می‌کند، مانند چرخی که بی‌دغدغه، در سرازیری، می‌غلتد.

شما دوست خواهید داشت محتوای داستان گونه را کشف کنید. داستان چرخه‌ای است که چرخ محتوا را به حرکت درمی‌آورد.

عضویت در کانال تلگرام ناهید عبدی

1 دیدگاه

  1. محسن فهمیده

    ۱۳۹۶-۱۲-۲۱ at ۱:۴۳ ب.ظ

    همه ما بدنبال پیدا کردنیم …. ما همه بدنبال خواستنیم …. بدنبال پیدا کردن و بدنبال خواستن چه خوب ! بلاخره فهمیدیم که گمشده داریم و نداشتن پس باید بگردیم و بخواهیم.
    ولی کجا و چه چیز ؟ آیا به این هم رسیدیم؟

پاسخ دهید