پرسش‌ و پاسخ‌های غافلگیرکننده

-هنوز نمی‌دانم پایان دادن به رابطه‌ام، تصمیم درستی بود؟

+به زندگی‌ات نگاه کن ببین با نبود آن فرد، چقدر احساس خلأ می‌کنی؟ اگر خلأ بزرگی احساس می‌کنی، چقدر برای پر کردن آن باید هزینه کنی؟

-چرا هر چه می‌خوانم تغییری در روند زندگی‌ام احساس نمی‌کنم؟

+با خواندن هر کتاب گردو خاکی راه می‌اندازی و نهایتاً قشر نازکی از آگاهی، بر پهنۀ ذهنت می‌کشی.

شاید همیشه آن را نبینی اما درگیر مسئله‌ای که می‌شوی، آن را احساس می‌کنی. انگار دستی روی قشر آگاهی کشیده‌ای و می‌توانی آن را در نوک انگشتت لمس کنی.

-دورۀ خواندن رُمان و ادبیات به پایان رسیده، چرا هنوز بعضی‌ها درگیر آن‌اند؟

+همین بعضی‌ها را اگر ببینی یا نوشته‌هایشان را بخوانی، از بی‌رمقیِ احساس و کج‌فهمیِ قلمی خبر چندانی نیست. کلمات این آدم‌ها بوی نا و کهنگی نمی‌دهد. رفتار آن‌ها مانند کویری خشک نیست که از هر طرف آن را ببینی، ثابت و یک‌شکل به نظر برسد.

-چرا مدام می‌ترسم زحماتم دیده نشود؟

+یا قربانی هراس خودت هستی یا اجرت کارنکرده را می‌خواهی.

صدای کاری که درست انجام می‌شود این قدر بلند هست که نمی‌توان آن را نشنید.

-راز یک زندگی سعادتمند چیست؟

+خودت را خوب بشناسی و خودِ واقعی‌ات را به تمامیت زندگی کنی.

-نسبت به کارم بی‌انگیزه شده‌ام. جدایی موقت از آن می‌تواند شور اولیه را برگرداند؟

+ممکن است اما احتمال اینکه آن را برای همیشه کنار بگذاری، بیشتر است.

دوست‌نداشتن از یک جایی به بعد، عادی می‌شود.

-چرا مُدام اشتباه می‌کنم و کارها روی روال انجام نمی‌شوند؟

+باغ بی پاییز نداریم ولی خب، تلاش بی‌نتیجه خیلی وقت‌ها داریم.

شاید مسیر درست نیست ولی اگر مسیر هم مستقیم و درست باشد، باز هم امکان شکست وجود دارد. زیاد هم درگیر شکست به عنوان پل پیروزی نشو. به جای پل‌سازی، دوباره اقدام کن.

-چه ساعاتی را برای یادگیری اثربخش در نظر بگیرم؟

+مثل کسی که چمدان‌هایش را بسته و هرلحظه برای سفری لحظه آخری آمادگی دارد، خودت را برای یادگیری در هرلحظه آماده کن.

عضویت در کانال تلگرام ناهید عبدی

پاسخ دهید