یک کلمه برای سال ۹۷

«کلمه‌ای که زندگی شما را تغییر می‌دهد»، عنوان کتاب کوچکی است که ایده‌ای ساده و البته کاربردی را ارائه می‌دهد.

در این روزهای شروع سال جدید که خیلی از افراد به دنبال هدف‌گذاری و تغییر در زندگی هستند، به نظرم رسید ایدۀ این کتاب می‌تواند مؤثر و بسیار مفید باشد.

قرار است یک کلمه را به عنوان کلمۀ سال ۹۷ انتخاب کنیم و کل سال را به زندگی کردن با آن کلمه اختصاص بدهیم.

وقتی شروع به هدف‌گذاری برای سال جدید می‌کنیم، کمتر پیش می‌آید به تک هدف بسنده کنیم و لیست بلندی از آرزوها و اهدافمان را می‌چینیم و البته اغلب اوقات هم به تعداد کمی از اهداف تعیین‌شده، می‌رسیم.

ترجیح می‌دهم مزیتی که انتخاب تک کلمه به جای این لیست بلندبالا دارد را، از زبان همین کتاب عنوان کنم:

هر چه کمتر، بهتر. سادگی قدرت دارد. تعیین یک کلمه، باعث می‌شود هدفتان در طول سال احیا شود و تمرکز و قدرت بی‌نظیری را در زندگی‌تان به دست آورید.

درست مثل وقتی‌که ماشین جدیدی می‌خرید و همان مدل را همه‌جا می‌بینید، یک کلمه‌تان را همه‌جا پیدا می‌کنید و همین باعث می‌شود طرز فکرتان، کلمه‌هایتان و روابطتان دست‌خوش تغییر شود.

با پذیرش و مالکیت یک کلمه برای ۳۶۵ روز، زندگی ما تغییر می‌کند چون یک کلمه، تمرکز لیزری ایجاد می‌کند و ابعاد مختلف زندگی ما شامل بُعد روحی، روانی و ارتباطی ما را درگیر می‌کند.

شما فوراً متوجه فرصت‌هایی برای پیشرفت می‌شوید اگر این یک کلمه را مدام پیش روی خود ببینید و بر آن متمرکز باشید. پس بهتر است آن را در محل‌هایی بچسبانید که همیشه جلوی چشمتان باشد. هر چه از دید دور باشد، از ذهن می‌رود.

آنچه امروز انجام می‌دهید فردای شما را مشخص می‌کند و آنچه هر سال انجام می‌دهید، میراث شما را تعیین می‌کند. یک کلمه برای سال، تصمیم کوچکی است که می‌تواند میراث شما را تغییر دهد.

عضویت در کانال تلگرام ناهید عبدی

6 دیدگاه

  1. خسرو هاشمي

    ۱۳۹۷-۰۱-۰۹ at ۶:۲۸ ق.ظ

    من به این نتیجه رسیدم که وقتی زمانم را با کاری پر میکنم که تصمیمش را گرفته ام . انگار از اون به بعد تمرین میکنم که خودم را نسبت به فرصتهای دیگر به کری بزنم تا فقط همان کار را انجام دهم . واگر به فرصت بعدی خودم را شیفت بدهم باز همان آش و کاسه برای بقیه فرصت ها خواهد بود . در طول زندگیم دوستانی داشتم که هر چی خواستند تقریبا بدست آوردند. یکی در سازمان ملل پست گرفته و یکی مثل علی لاریجانی در مجلس . ولی اونا هم با چسبیدن به موقعیت فعلی شون فرصتهای زیادی را قربانی کرده و از دست داده اند .

  2. خسرو هاشمي

    ۱۳۹۷-۰۱-۰۹ at ۶:۳۳ ق.ظ

    هدف گذاری با مغز خامتر امروزم نسبت به فردا ینی چال کردن هدف بهتری که فردا میتونستم بگیرم چون بصیرتر از امروز میشوم . از بس دلمان به این هدف گذاری های پیش پا افتاده خوش کردیم کارمون به اینجا کشیده شده که هنوز فقط میتونیم آسمان را تماشا کنیم .

  3. خسرو هاشمي

    ۱۳۹۷-۰۱-۰۹ at ۷:۴۲ ق.ظ

    و این میشه که ما وقتی به این آخر عمری مون میرسیم حسرت کارهایی را که نکردیم میخوریم . درست میگین شما ولی کدوم کلمه است که خودش زیر مجموعه کلمه دیگری نباشه ؟ تا اونو آویزه گوشمان کنیم . کدوم بزرگترین ریسکی است که هیچوقت پذیرفته نشده تا یکی از ما آدما امروز بپذیریم؟ همه رویاهایی که ما ادما دنبال کردیم و میکنیم ، هیچکدوم واقعا پاسخ اینکه برای چی آمدیم و برای چی بوجود آمدیم رو میده ؟ بله میده منتها بخش بسیار کوچک اش را . ولی اکتفا کردن به همین کلمات زیر مجموعه اساس عقب ماندگی ماست . هر کلمه رو میشه سیمولیت کرد و از خیرش گذشت ، پیش از این که عمرمان را هدر بدیم . من معتقدم که هر موهبتی را باید پس بزنم . هر رویایی را باید پس بزنم . چون اگر نزنم اون وسطای عمرم از چشمم بالاخره خواهد افتاد و رویای بهتری جایش را خواهد گرفت که با توجه به فرتوتی و پیری ام دیگر فقط واقعا رویا و توهم باقی خواهد ماند . ما با انتخاب هر هدفی در واقع تصمیم میگیریم که بانرخ همان هدف زندگی کنیم . چرا باید برای خودم نرخی بذارم که آخرش میدونم کممه . هدف گذاری یکساله و ده ساله و .. همش تاحدی مارا موفق میکنه ولی چرا باید به حدی قناعت کنیم . از بس به این حدها قانع کردیم شدیم این . ینی هی خودمون را ارزون فروختیم .

    1. ناهید عبدی

      ۱۳۹۷-۰۱-۱۶ at ۱۲:۳۸ ب.ظ

      دوست بزرگوار
      تغییری که در نگرش ما به مرور زمان ایجاد می شه، بدیهی و یکی از مهم ترین ضروریات زندگی ماست. اینکه هدف امروز رو پس بزنیم به این دلیل که مطمئنا فردا کارساز نخواهد بود، مثل اینه که دست روی دست بگذاریم، گوشۀ دنجی پیدا کنیم و به انتظار مرگ بنشینیم. چون بالاخره می دونیم ته این دوندگی ها، مرگ سراغ مون خواهد اومد.
      تا وقتی راهی رو در پیش نگیریم، طعم خوب یا بد بودنش رو نچشیم، امکان نداره برای طی کردن سطح بالاتری از هویت مون دست به کار بشیم.
      من فکر می کنم ارزون فروختن خودمون یعنی این قدر اهدافمون بلندپروازانه یا غیرواقعی باشه که مدام ناتوانی خودمون رو به خودمون یادآوری کنیم و به جای عملگرایی، مدام شکایت و ناله کنیم.

  4. سجاد رحیمی مدیسه

    ۱۳۹۷-۰۱-۰۹ at ۵:۳۴ ب.ظ

    بدون شک تنها یک کلمه:

    ” مطالعه ”

    این مطالعه است که سرچشمه دانایی است و دانایی مساویست با توانایی.

    دانا و توانا باشید

    1. ناهید عبدی

      ۱۳۹۷-۰۱-۱۶ at ۱۲:۴۰ ب.ظ

      دقیقا
      موفق باشید دوست عزیز

پاسخ دهید