چرا هدف‌گذاری برای سال جدید به نتیجه نمی‌رسد؟

تعداد کمی از افراد هستند که در ابتدای سال اهدافشان را تعیین می‌کنند اما مشکل اصلی این است که از همین تعداد هم افراد معدودی هستند که به اهداف تعیین‌شده، پایبند می‌مانند.

ما زیاد در مورد چگونگی هدف‌گذاری می‌خوانیم و می‌شنویم اما کمتر راجع به علت‌های به ثمر نرسیدن آن، اطلاع داریم.

با خودم فکر کردم شاید دلیل این بی تعهدی، بیشتر از اینکه ناشی از مشکلات هدف‌گذاری باشد، به مسائل جانبی آن مربوط است.

«قدرت هر هدف، به‌اندازۀ ناتوانی ناشی از کمبود آن هدف است».

اهداف مالی وقتی به نتیجه می‌رسند که کمبود آن‌ها، نگرانی بزرگی برایمان ایجاد کرده باشد.

اهداف ارتباطی وقتی در اولویت قرار می‌گیرند که تنهایی، برایمان آزاردهنده شده باشد و مشکلات ارتباطی، باعث شکست‌های بزرگی شده باشد.

اهداف شغلی وقتی موردتوجه قرار می‌گیرند که از انجام کار فعلی‌مان، احساس پوچی کرده باشیم و یا توانمندی خود را بالاتر از موقعیتی که در آن هستیم، ارزیابی کنیم.

خلأ بزرگی که این کمبودها ایجاد می‌کند، می‌تواند موتور محرک ما برای کل سال باشد، اما اغلب چنین اتفاقی نمی‌افتد و در همان ماه‌های ابتدایی سال، به کلی فراموش می‌شود.

علت این فراموشی هم مطمئناً مشکلات حافظه نیست. شاید بتوان عمدۀ علت را در این چند مورد دید:

  • ما نیاز به قدری بی‌تعادلی داریم. لازم است اهداف ما بزرگ‌تر از چالش‌هایمان باشند.

وزن بیشتر هدف‌های ما به‌اندازۀ کمبودهایمان است در صورتی که ما نیاز به علتی بزرگ‌تر از دغدغه‌هایمان داریم.

مثلاً در تعیین اهداف ارتباطی، ما دوست داریم در برقراری ارتباط با دیگران توانمندتر باشیم اما همین هدف به‌تنهایی نمی‌تواند انگیزه‌بخش باشد. اگر مجهز شدن به مهارت ارتباطی را راهی برای ارتقای شغلی و وجهۀ اجتماعی ببینیم، احتمالاً نتیجه‌بخش‌تر خواهد بود.

  • ما دچار خستگی ناشی از راه‌های بی مسئله می‌شویم.

هدف‌های ما مثل راه‌حلی هستند که نمی‌دانیم برای از بین بردن چه مسئله‌ای انتخاب‌شده‌اند.

ما کلی هدف قطار می‌کنیم بدون اینکه ذهنیت روشنی راجع به صورت مسئله داشته باشیم.

مثلاً برای اهداف مالی، لازم است از خودمان بپرسیم مسئلۀ من چیست؟

دغدغۀ رشد دارم؟ می‌خواهم در بازی رقابت جلو بزنم؟ می‌خواهم وجهۀ بهتری در اجتماع برای خودمان ایجاد کنم؟

  • دغدغه‌های ما این قدر بزرگ نیستند که ما را به حرکت وادارند.

اغلب اوقات خودِ هدف انگیزه‌بخش نیست، کمبود آن است که ما را به حرکت وامی‌دارد.

اگر مسئله‌ای که با آن درگیر هستیم، مربوط به دیروز و امروز ما نباشد و در بلندمدت، همچنان بتوان به عنوان یک مسئله به آن نگاه کرد، ارزش بیشتری برای قرار گرفتن در لیست اهدافمان دارد ضمن اینکه به دنبال خود، انگیزه و تعهد بیشتری ایجاد خواهد کرد.

عضویت در کانال تلگرام ناهید عبدی

پاسخ دهید