به توجهتان توجه کنید

«۱۰ دقیقه پیش همان‌قدر گذشته است که ۱۰ سال پیش».

این توصیۀ ارزشمند را از یکی از دوستانم شنیدم درحالی‌که بابت انجام ندادن کاری خودم را به‌شدت ملامت می‌کردم.

شنیدن توصیه‌های این‌چنینی ساده است و احتمالاً همۀ ما صندوقچه‌ای از این جملات زیبا را در ذهنمان داریم و هرازگاهی که دچار گرفتاری می‌شویم، در این صندوقچۀ ذهنی را باز می‌کنیم، چند جملۀ خوبش را بیرون می‌کشیم، از مرورشان لذت می‌بریم و در آخر هم هیچ اتفاق خاصی نمی‌افتد.

شاید مشکل اینجاست که گاه به عقب برمی‌گردیم و در آن زمان می‌مانیم بدون آن‌که متوجه باشیم زندگی دوباره در گذشته، ارزشی ندارد.

یک راهکار عملی برای اینکه تنش‌ها ما را از پا درنیاورند و حتی فرصتی برای قوی‌تر کردن ما ایجاد کنند، شناخت واژه‌ای به نام «توجه» است.

برای همۀ ما پیش‌آمده که حواسمان از زندگی فعلی‌مان پرت شده و برای دقیقه‌ها یا ساعت‌ها، در گذشته یا آینده زندگی کرده باشیم.

به‌احتمال‌زیاد هم می‌دانیم که چنین سفرهای ذهنی، گاهی اوقات نه‌تنها نمی‌تواند راهگشا باشد بلکه گاهی اوقات مثل تازیانه‌ای عمل می‌کند که مدام خودمان را با آن ملامت می‌کنیم.

ذهن استاد سفر کردن است. ما مدام در حال سفرهای ذهنی هستیم؛ اما چقدر به این سفرهای ذهنی توجه می‌کنیم و چقدر از جزئیات آن آگاهیم؟ حداقل لازم است مقصد این سفرهای هرروزه را بشناسیم تا به بیراهه نرویم یا استرس و تنش کمتری را تجربه کنیم.

محققی به نام خانم آمیشی جا، توصیه‌ای برای مدیریت توجه را در قالب همان چندجمله‌ای که در عنوان پست آورده‌ام، مطرح می‌کند.

چند اصطلاح مهم را از تحقیقی که انجام داده است، به صورت خلاصه عنوان می‌کنم:

  • توجه کردن رئیس مغز است.
  • تأثیر توجه بر دریافت، انکارناپذیر است. به هر آنچه توجه می‌کنید، آن را دریافت خواهید کرد.
  • توجه خودتان را گول بزنید و در راهی که ترجیح می‌دهید، آن را صرف کنید.
  • به جای حواس‌پرتی‌های بیرونی، عمداً حواس‌پرتی درونی ایجاد کنید.

با استناد به حرف‌ها و پژوهش‌هایی که در این زمینه انجام‌شده است، شاید این چند تکنیک ساده بتواند کمکی کند تا به توجهمان، بیشتر توجه کنیم:

برای حل کردن هر مشکلی، پیشنهاد می‌شود صورت مسئله را بشناسیم. فکر می‌کنم برای کنترل توجه، مهم‌ترین نکته در صورت مسئله این است که ذهنیات ما در کنترل خودمان است. می‌توانیم آن را آزاد بگذاریم یا عادت کنیم تا در کنترل نگهش داریم.

برای آموزش آگاهی نیاز به زمان داریم. کنترل توجه نیازمند تمرین و تکرار است. نمی‌توانیم از همین لحظه برای مدیریت کردن توجهمان اراده کنیم اما می‌توانیم مدیریت کردن و توجه به توجهمان را به صورتی عادتی روزانه درآوریم. آگاه شدن به سفرهای ذهنی و انحراف آگاهانۀ آن‌ها، مانند ماهیچه‌های بدن است که با تکرار، تقویت می‌شوند.

بعید است بتوانیم توجهمان را در همۀ لحظات کنترل کنیم. پس بهتر است بازه‌های زمانی تعریف کنیم و خصوصاً وقتی در حال انجام دادن کارهای مهمی هستیم، افکارمان را بیشتر در قیدوبند نگه‌داریم. این بازه‌ها را می‌توانیم با مدیریت بهتر زمان و عمل به توصیه هایی برای تمرکز بر انجام کار در آن لحظات، تجربه کنیم.

بهتر است دست از مقایسه کردن خودِ فعلی‌مان با خودِ گذشته‌مان برداریم. اگر امروز به چیزی آگاه هستیم که قبلاً نمی‌دانستیم، این مایۀ مباهات است نه شرم و پشیمانی. برای تغییر گذشته کاری نمی‌توانیم انجام دهیم، هنر ما این است که با استفاده از این آگاهی، برای آیندۀ بهتر قدمی برداریم.

و در آخر این‌که گزینه‌هایی برای حواس‌پرتی درونی داشته باشیم. خودمان را با چیزهایی که دوست داریم، سرگرم کنیم. لازم است عامدانه حواس خودمان را از چیزهایی که به آن‌ها توجه می‌کنیم، پرت کنیم. باید افسار ذهنمان را به دست بگیریم و سختگیرانه آن را به جایی که هم‌اکنون هستیم، برگردانیم.

عضویت در کانال تلگرام ناهید عبدی

2 دیدگاه

  1. احمد حیدری

    ۱۳۹۷-۰۲-۱۵ at ۹:۰۱ ب.ظ

    اینکه بخواهیم عامدانه حواس خودمان را از چیزهایی که به آن‌ها توجه می‌کنیم پرت کنیم، کار واقعا سختی هست.
    وقتی حواست رو پرت میکنی ناخودآگاه ذهن درگیر یک موضوع دیگه و توجه دیگه میشه. اونم به چیزی که باز باید حواسمان را ازش پرت کنیم.
    و این چالش تمامی نداره…

    1. ناهید عبدی

      ۱۳۹۷-۰۲-۱۸ at ۱۲:۱۳ ق.ظ

      قبول دارم که کار سختیه اما با تمرین و تکرار شدنیه و بعد از مدتی حتی می تونه لذت بخش هم باشه.
      وقتی احساس می کنیم توانایی مدیریت افکارمون رو به دست گرفتیم و نیاز نیست وقایع ناخوشایند بیرونی به ما ثابت کنن که کنترلی روی زندگی مون نداریم.
      مرسی که همیشه برام می نویسی احمد عزیز

پاسخ دهید