ملاقاتی کوتاه با سؤالی کوتاه و دنیایی حرف

همیشه فکر می‌کنم نوشتن از خودمان سخت‌ترین نوع نوشتن است. چرا؟

چون هر بار که از خودمان می‌نویسیم تازه می‌فهمیم که چقدر خودمان را نمی‌شناسیم. چقدر خودمان را کندو کاو نکرده‌ایم و این قدر وسیع هستیم که حتی قسمت‌هایی از درونمان برای خودمان هم ناشناخته است.

بد نیست هرازگاهی سری به این سرزمین‌های ناشناخته بزنیم و از نزدیک‌تر با خودمان ملاقات کنیم.

برای این ملاقات درونی بهتر است حرفی برای گفتن با خودمان داشته باشیم.

یکی از بهترین سؤالاتی که مرا به این ملاقات درونی دعوت کرد این بود:

۱۰ کلمۀ موردعلاقه‌ات چیست؟

سؤال ساده‌ای به نظر می‌رسد و به همین دلیل فکر می‌کنم عمیق است.

بعد از جواب دادن به این سؤال بود که چند مورد برایم روشن شد:

اینکه اولویت‌های من در زندگی واقعاً چه چیزهایی هستند؟

بیش‌ترین دغدغه‌های من حول چه کلماتی می‌چرخند؟

چرا این کلمات به علاقۀ من تبدیل‌شده‌اند؟

من با داشتن این کلمات چه چیزی را زندگی می‌کنم (زندگی نمی‌کنم)؟

اگر قرار باشد بین چند مورد یکی را انتخاب کنم احتمالاً یکی از همین کلمات است که تصمیم نهایی مرا مشخص می‌کند.

فکر می‌کنم اگر بعد از چند سال این سؤال را از خودمان بپرسیم و جواب‌ها را باهم مقایسه کنیم بهتر می‌توانیم بفهمیم ارزشمندترین دارایی‌هایمان بدون تعارف کدام‌ها هستند.

احتمالاً همان‌هایی خواهند بود که به تکرار به آن‌ها اشاره‌کرده‌ایم؛ و با تغییر شرایط ثابت مانده‌اند.

هر چیزی که مرا قدری به دیدن خودم دعوت کند دوست دارم.

بد نیست چند وقت یک‌بار مانند نقاشی عمل کنیم که از بوم فاصله می‌گیرد تا آن را از بیرون نگاه کند.

به زندگی‌ای که خلق کرده‌ایم با فاصله خیره شویم.

گاهی از دور بهتر می‌توانیم جزئیات را ببینیم.

عضویت در کانال تلگرام ناهید عبدی

پاسخ دهید