پیشنهادی برای موفقیت در کتاب‌خوانی

طوطی‌وار!

بهترین شیوۀ حفظ کردن و به خاطر سپردن در دوران مدرسه همین واژه بود و البته امتیازات فراوانی هم برایمان ایجاد می‌کرد.

البته به کار بردن این شیوه تنها در دوران مدرسه موردتوجه و تشویق نبود. انجام طوطی‌وار خیلی از وظایف در مشاغل و موقعیت‌های مختلف می‌تواند امتیازات بزرگی محسوب شود.

از طرفی، تنوع بالا، سرعت بیشتر و خواندن مطالب گسترده‌تر، سه ویژگی دیگری هستند که برای یادگیری عمیق‌تر موردتوجه قرار می‌گیرند.

چرا؟

شاید به این دلیل که یادگیریِ بیشتر در زمان کوتاه‌تر، مزیت محسوب می‌شود و فرد احساس می‌کند بهترین استفاده را از زمان و امکانات موجود برده است.

برخلاف سه ویژگی مطرح‌شده، پیشنهاد من که به تجربه آن را مفید می‌دانم این است که بعد از خواندن هر مطلب (مفید و غیرمفید) یک یا چند صفحه درباره‌اش بنویسید.

البته مطمئناً به زبان خودتان نه طوطی‌وار و کاملاً منطبق با اصل بحث.

همین فرصت کوتاه می‌تواند به‌اندازۀ ساعت‌ها خواندن مطالب متنوع و مفید، مؤثر و آموزنده باشد.

این یک صفحه همان وسیله‌ای است که به کمک آن به عمق می‌رویم. همان‌جایی که فضای کافی برای یادگیری بیشتر و ایجاد ارتباط بین مباحث خوانده‌شده وجود دارد.

فکر می‌کنم بهترین پیوستگی برای خواندن مطالب زمانی اتفاق می‌افتد که بین آن‌ها فاصله ایجاد می‌کنیم و این فاصله‌ها را با برداشت‌های ذهنی و مطالبی که برایمان درونی شده‌اند پر می‌کنیم.

همین فرصت کوتاهِ تأمل کردن می‌تواند مجالی برای درونی کردن مطالب به ما بدهد.

کرایتون آبرامز می‌گوید هنگام خوردن یک فیل، هر دفعه یک گاز بزنید.

و شاید بد نباشد برای یادگیری مباحث متنوع و گسترده، هر بار به‌اندازۀ یک صفحه مطالب قبلی را هضم کنیم و بعد به سراغ درگیر شدن با مطالب جدید برویم.

در غیر این صورت، توهم خوردن فیل با ما خواهد ماند نه تجربۀ واقعی آن.

فکر می‌کنم مثل هر چیز دیگری که وقتی زیاد شود کنترل کردنش مشکل خواهد شد، یادگیری‌های زیاد و با سرعت بالا هم از این قاعده مستثنا نباشند.

در یادگیری با سرعت و تنوع بیشتر، کم‌کاری‌ها کمتر به چشم می‌آیند، عمیق بودن مطالب به تنوع آن‌ها بخشیده می‌شود و وقتی مباحث زیاد می‌شوند، روی‌هم سایه می‌اندازند و احتمالاً جزئیات موجود در هر مطلب کمتر به چشم خواهد آمد.

گاهی به این امید بیشتر می‌خوانیم که فرصتی برای درگیری‌ ذهنی و برقراری ارتباط بین مطالب مختلف ایجاد کنیم؛ اما گمان می‌کنم یادگیری مطالب متنوع‌تر و بیشتر، منجر به درگیری ذهنی نخواهد شد.

عموم درگیری‌های ذهنی در عمق اتفاق می‌افتند نه در سطح. هر آنچه در سطح وجود دارد ظاهرسازی است.

تنها، دانشی که رسوب می‌کند جاذب و کاربردی است. یادگیری‌های سطحی از ما انسان‌های سطحی می‌سازد.

اینستاگرام ناهید عبدی

پاسخ دهید