خجالتی‌های دوست‌داشتنی

ما انسان‌ها اغلب اوقات به دنبال چیزهایی هستیم که کم داریمشان.

اگر چاق باشیم به دنبال لاغرتر شدن هستیم و اگر لاغر باشیم به هر دری می‌زنیم تا پُرتر شویم!

اگر به قدر کافی پول نداشته باشیم برای به دست آوردنش آرامش فعلی‌مان را به هم می‌زنیم و اگر این قدر پول داشته باشیم که بتوانیم یک عمر در آرامش زندگی کنیم، به دنبال رؤیاهایی می‌رویم که تا حد امکان آرامش و سکون فعلی زندگی‌مان را به هم بزند.

اگر زندگی مدرن داریم، زندگی سنتی را ستایش می‌کنیم و اگر در زندگی مدرن، بی‌پروایی به یک مُد تبدیل می‌شود و نام‌های زیبایی هم به خود می‌گیرد، به دنبال انسان‌های کمیابِ خجالتی می‌گردیم.

منظورم از خجالتی بودن و کمرویی به معنای عام آن نیست.

خجالتی بودن را لب مرز ورود به حریم دیگران تعریف می‌کنم. آنجا که اگر بی‌پروا باشی سرت را پایین می‌اندازی و بدون ملاحظات دست‌وپا گیر و قدیمی، وارد می‌شوی.

خجالتی‌ها آن‌هایی هستند که درون و بیرونشان خیلی شبیه هم است و خجالت می‌کشند خودشان نباشند. وقتی می‌خواهی آن‌ها را بشناسی و کشفشان کنی، خجالت می‌کشند که مثل پیاز وقتی لایه لایه به درونشان نزدیک‌تر می‌شوی، اشکت را دربیاورند.

برای حضور در شبکه‌های اجتماعی تقلایی برای بهتر بودن و بهتر جلوه دادن خودشان ندارند. خجالت می‌کشند شوری کنترل نشده داشته باشند و یا هیجانی متفاوت از آنچه در خلوتشان می‌گذرد.

به قول ناتالیا گینزبورگ نسبت به همنوع وانمود به شور و هیجان نمی‌کنند و دوباره در خلوت خودشان منقبض و مچاله و منجمد در ظلمت قلبشان نمی‌مانند.

آن‌ها که هر سلامی را منظوری و هر لبخندی را مقصودی و هر کلامی را مفهومی غلط از بی‌مرزی قلمداد نمی‌کنند.

کسانی که وقتی قلم به دست می‌گیرند و می‌توانند از هر چیزی بنویسند، خجالت می‌کشند خارج از عرف و اخلاقیات بنویسند.

کسانی که مزه مزه کردن کلمات را قبل از سرریز کردنش به سوی مخاطب یاد گرفته‌اند و به قدر کافی برای گفتن هر جمله‌ای تعلل می‌کنند.

کلمات عامی و بی‌پروا را خوب بلدند اما حتی به قیمت برچسب خوردنی دوست‌نداشتنی، آن‌ها را به زبان نمی‌آورند.

آنجا که در برابر انسانی برتر فضای کافی به آن‌ها داده می‌شود تا آزادانه سخن بگویند، نه از روی ترس که از روی احترام خیلی از حرف‌هایشان را می‌خورند و به زبان نمی‌آورند.

آن‌ها که سرعت کلامشان را این قدر کم می‌کنند تا به مخاطب حس جا ماندن یا ندانستن ندهند.

کمروهایی که یکه‌تاز بودن در جمع اذیتشان می‌کند و می‌توانند افسار جو را خوب به دست بگیرند.

اینستاگرام ناهید عبدی

1 دیدگاه

  1. نجمه عزیزی

    ۱۳۹۷-۰۴-۱۲ at ۸:۰۶ ب.ظ

    میشناسمشون… کم هستند ولی هنوز هستند و میدرخشند در میان این حجم عظیم آدمهای پررو و بی ملاحظه. چه خوب توصیفشون کردی ناهیدجان!

پاسخ دهید