چگونه از بند ناملایمات گذشته رها شویم؟

چند وقت پیش جایی مطلب جذابی می‌خواندم که در مقدمه‌اش چنین نوشته بود:

«تصمیم بگیرید یا قصه‌هاتون رو دور بریزید یا تعریف‌شون کنید.

ما اختلالاتی داریم که اسم ندارند بهتره خودمون دست به کار شیم و اسمی براشون انتخاب کنیم تا جزئی از قصه‌های واضح ما بشن».

برعکس آن چیزی که اغلب تصور می‌شود فکر می‌کنم هویت دادن به مشکلات و اجازۀ بروز دادن به آن‌ها، همان چیزی است که خیلی وقت‌ها به آن نیاز داریم تا از بند دست‌وپا گیر مسائل گذشته رها شویم.

خیلی وقت‌ها تنها راه‌حل برای رهایی از مشکلات، کالبدشکافی آن‌هاست به جای انکار کردن، کتمان کردن یا مخفیانه به آن‌ها فکر کردن.

البته فکر کردن غیر مخفیانه هم همیشه به صورت درمیان گذاشتن مشکلات با دیگران نیست. خیلی وقت‌ها که قلم برمی‌داریم و از چرایی مشکلات و از اینکه چه چیزهایی آزارمان می‌دهد، شروع به نوشتن می‌کنیم خواهیم توانست از بند تعداد زیادی از آن‌ها رها شویم.

ناتالیا گینزبورگ در این باره زیبا می گوید که:

«دو نوع سکوت وجود دارد. سکوت با خود و سکوت با دیگران. سکوت با خودمان اغلب ریشۀ مشکلاتی است که گریبانمان را گرفته است. اما بدیهی است که اصلاً حق نداریم که از خودمان نفرت داشته باشیم و با سکوت کردن به این انزجار دامن بزنیم. ما هیچ حقی برای سکوت افکارمان در برابر روحمان نداریم».

ما قصه‌هایی از مشکلات می‌سازیم و هر چه زمان می‌گذرد آن طور که می‌پسندیم ظاهر مسائل را تغییر می‌دهیم. البته این مسئله ناخودآگاه اتفاق می‌افتد و به همین دلیل است که با گذشت زمان می‌بینیم خیلی از مشکلات نه‌تنها حل نشدند بلکه فکر کردن به آن‌ها هرروز بیشتر و بیشتر آزارمان می‌دهد.

چون به صورت ناخودآگاه جزئیاتی به مسئله اضافه می‌کنیم تا مظلوم‌تر، بی‌پناه‌تر، مجبورتر، محدودتر و معصوم‌تر جلوه کنیم.

به همین دلیل است که فکر می‌کنم یکی از اصول اتیکت با رفتار با خود این است که شروع کنیم به تعریف کردن قصۀ غصه‌هایمان برای خودمان. بهتر است گوش شنوایی برای قصه‌های خودمان باشیم و تا می‌توانیم خودمان را سؤال پیچ کنیم تا با جزئیات مشکلات بیشتر آشنا شویم.

بهتر است برای هر آنچه آزارمان می‌دهد اسمی انتخاب کنیم و اجازه دهیم بدون اینکه در خفا و آرام‌آرام ما را از بین ببرد، قصه‌ای شنیدنی هرچند تلخ و نامطلوب باشد.

قصۀ مشکلی که شروعی دارد، چرایی برای بروز کردن و ادامه داشتن دارد، توقعات و خواسته‌هایی در آن است و نهایتاً شاید نتیجه‌ای خوب برای تمام زندگی‌مان هم داشته باشد.

گاهی بروز یک مشکل شیوۀ یک عمر زندگی ما را تغییر می‌دهد و گاهی ما تمام عمر زندگی می‌کنیم تا معنای درست زیستن را از دل یکی از قصه‌های غصه‌هایمان بیرون بکشیم.

اینستاگرام ناهید عبدی

پاسخ دهید