مدیریت زمان تنها با یک گزینه

تابه‌حال برایتان پیش‌آمده دلتان بخواهد بیشتر پشت ترافیک بمانید؟

چهارراه به چهارراه را پشت هم طی می‌کنید بدون اینکه خسته شوید؟

دلتان بخواهد زمان این عادت مسخره‌اش را کنار بگذارد که بی‌هوا می‌دود و جلو می‌رود و بخواهید قدری آهسته‌تر قدم بردارد؟

تابه‌حال عزیزی پیشتان بوده که به قدر ثانیه‌ای بیشتر داشتنش همۀ برنامه‌هایتان را به هم بزنید؟

احتمالاً در این مواقع ذهنتان گریزی هم به کارهای عقب‌افتاده زده است.

و شاید با گفتن این‌که هر طور شده انجامش می‌دهید، خودتان را آرام کرده‌اید؛ و بعد هم به طرز عجیب‌وغریبی از عهده‌اش برآمده‌اید.

در این مواقع می‌فهمیم گزینه‌ای که توانسته‌ایم با آن زمان را مدیریت کنیم، اشتیاق و علاقه است. ولو علاقه‌ای بی‌ربط.

اگر علاقه‌ای وجود داشته باشد که اصلاً زمان چیزی مزاحم و دست‌وپا گیر می‌شود. آن را به راحتی در ذهنمان کنار می‌زنیم و با اشتیاق به کارمان می‌پردازیم.

مهم نیست چقدر طول می‌کشد و چطور طول می‌کشد. مهم این است که جانانه انجامش می‌دهیم.

اما همیشه هم علاقه متوجه خودِ کار نیست. گاهی از جایی انرژی می‌گیریم که هیچ ارتباطی با کار ندارد اما خیلی راحت می‌توانیم این علاقه را وارد کار کنیم. کمتر می‌خوابیم، تا دیروقت شب کار می‌کنیم و صبح‌ها زودتر بیدار می‌شویم.

چون حالا انگیزه داریم.

فیلمی از وودی آلن می‌دیدم که در آن واکین فینیکس شخصیت اول فیلم، استاد دانشگاهی افسرده و متفاوت و بی‌توجه بود. ناگهان اتفاقی در فیلم می‌افتد. او تصمیم می‌گیرد قاضی دادگاهی را به قتل برساند که می‌خواهد رأی علیه مادری ناشناس صادر کند و او را از دو فرزندش جدا کند.

همین فکر باعث ایجاد انگیزه در او می‌شود و زندگی‌اش را شادتر و متفاوت‌تر می‌کند.

غیرمنطقی است.

درست مثل خیلی از احوالات به‌ظاهر منطقی ما.

ما هم می‌توانیم از چیزهایی کاملاً بی‌ربط انگیزه بگیریم و حال و هوایی جدید در زندگی‌مان ایجاد کنیم.

پس بهتر است آگاهانه از غیرمنطقی بودنمان سوءاستفاده کنیم.

مهم نیست این انرژی از کجا می‌آید. مهم این است که برای انجام کاری درست و منطقی صرف شود.

در این مواقع بهتر است بیشتر به خودمان نگاه کنیم که چطور می‌توانیم کارها را متفاوت‌تر، سریع‌تر و بهتر انجام دهیم.

اینکه چطور زمان در گرماگرم اشتیاق ما ذوب می‌شود و کش می‌آید و جا را برای انجام چندین کار هم‌زمان باز می‌کند.

و ببینیم که چطور زمان بندۀ اشتیاق ما می‌شود.

۲۴ ساعت شبانه‌روز همیشه به یک اندازه نیست.

علاقه و اشتیاق ما برای انجام کار می‌تواند زمان را مثل مومی در دست بگیرد و هر طور بخواهد آن را شکل بدهد و کم و زیاد کند.

قدرت زمان در برابر اشتیاق ما رنگ می‌بازد و مدیریت کردنش ساده می‌شود.

اینستاگرام ناهید عبدی

پاسخ دهید