رابطۀ جراحی پلاستیک و احساس تعلق

در جمعی از دوستان به‌ظاهر فرهیخته نشسته بودیم و همه سعی می‌کردیم ادای آدم حسابی‌ها را که خیلی با تک‌تک‌مان بیگانه بود دربیاوریم.

انصافاً هم همه خیلی بد نقش بازی می‌کردیم.

بعد از چند دقیقه حس کردم وقتش رسیده کمک کنم تا همه پوست بیندازیم و دورهمی دل‌چسب‌تری با خودِ واقعی‌مان داشته باشیم.

دوستی با جدیت تمام، وقتی نگاه خیره‌اش را از روی دیوار روبرویی برداشت (دیواری که در چنین جمع‌هایی مظهر آینده‌نگری است) پرسید:

ناهید. با برنامه‌ای که در پیش گرفتی و اهدافی که خبردارم می‌نویسی و پیگیرشون هستی، ۳۰ سال بعد کجای دنیا وایسادی و داری چیکار می‌کنی؟

فرصت خوبی دست داده بود تا کاسه کوزۀ فیلسوفانۀ همه را به هم بریزم. بی‌معطلی گفتم:

تو یه کلینیک معتبر نشستم و دارم به چین و چروک‌هام بوتاکس تزریق می‌کنم.

خیلی زودتر از آنچه فکر می‌کردم ابهت جمع رنگ باخت.

قصد داشتم راحت‌تر باهم حرف بزنیم اما نه دیگر راجع به دغدغه‌هایی مثل جراحی پلاستیک.

اطلاعات خیلی دقیق‌تر و به‌روزتر از وقتی بود که در جمع چند فوق تخصص جراحی زیبایی نشسته باشی.

 

بعد از آن روز مدتی است که به این قضیه فکر می‌کنم و آدم‌های زیادی را رصد می‌کنم.

از نویسندگان و آدم‌های فرهیختۀ دنیا گرفته تا محققان و بازیگران پوش ندادۀ هالیوود و آدم‌های حسابی‌تر مملکت خودمان.

بدون اغراق ردپای جراحی پلاستیک و در صدر آن‌ها تعویض بینی و تغییرات عرضی بدن را خیلی خیلی کمتر دیدم.

دلایلی که فکر می‌کنم چنین رابطۀ معکوسی بین سطح بالای زندگی و چنین جراحی‌هایی وجود دارد را اینجا می‌نویسم.

  • قبل از هر چیز فکر می‌کنم احساس تعلق تأثیر مهمی دارد

اینکه فرد خودش را متعلق به چیزی بداند. به چیزی فراتر از روزمرگی و تأییدهای ظاهری.

احساس تعلق مثلاً نسبت به زندگی بهتر، یادگیری، تعلق نسبت به یک فرد یا گروهی از مردم.

دغدغۀ شیرینی که چنین احساس تعلقی ایجاد می‌کند مانع از ایجاد دغدغه‌های سطح پایین می‌شود.

  • کسی که طعم واقعی لذت‌هایی مثل کتاب‌خوانی یا یادگیری را چشیده باشد راحت‌تر از لذت‌های سطحی چشم‌پوشی می‌کند

شعار نیست. نمونه‌هایش را هم می‌توانیم خیلی راحت دوروبرمان پیدا کنیم.

کسی که از درون غنی می‌شود خیلی کمتر احساس نیاز می‌کند تا از بیرون تغییر کند.

  • کسی که رفاه اجتماعی دارد به حد کافی مورد تأیید قرار می‌گیرد و کمتر با تأییدهای تقلبی و ظاهری راضی می‌شود

تأیید طلبی نیازی است که همه دارند؛ اما هرکسی در سطحی آن را طلب می‌کند. یک نفر به تأییدهای ظاهری دل‌ خوش می‌کند و فردی دیگر با تأییدهایی در سطح بالاتر و ماندگارتر.

  • خانواده‌های مستحکم‌تر، بنیان قوی‌تری برای سازۀ شخصیت فرزندانشان می‌سازند

اعتمادبه‌نفس بیشتر و عزت‌نفس بالاتر با چنین بچه‌هایی عجین است.

  • عزت‌نفس با آگاهیِ بیشتر، رشد می‌کند

برای به دست آوردن آگاهی بیشتر باید فرصت بیشتری داشت و زمان زیادی صرف کرد.

کسی که مدام دل‌مشغول روزمرگی و ظاهرش باشد فرصت کافی برای رشد جنبه‌های بزرگ‌تری از شخصیتش را پیدا نمی‌کند و به همین نسبت عزت نفس فرصت رشد نخواهد داشت.

  • عطش دوست داشته شدن بین کسانی که محبت خالصانه‌تری را در زندگی تجربه کرده‌اند، کمتر است

اگر هم چنین عطشی وجود داشته باشد به تلاش برای بهتر کردن ظاهر ختم نمی‌شود.

اینستاگرام ناهید عبدی

پاسخ دهید