یک برنامۀ خودآموز برای تصمیم‌گیری

دوستی داشتم بازمانده از زلزلۀ بم.

به‌ندرت حرف می‌زد و به یاد ندارم هیچ‌وقت از شرایطی که داشت گله کند.

در این اتفاق شوم و ناگهانی همه چیز را به چشم دیده بود و خیلی چیزها را از دست داده بود.

از مرگ عزیزانش تا کسانی که ساعت‌ها پشت ماشین‌هایی مانده بودند چون جا برای دفن کردنشان پیدا نمی‌شد.

و از کودکی که شب تا صبح در خیابان او را در آغوش گرفته بود تا آرام بخوابد و حداقل چندساعتی نفهمد چه اتفاقی افتاده. غافل از اینکه کودک به خوابی رفته بود که بیدار شدن نداشت.

برخلاف آنچه به نظر می‌رسد، این دوست عزیز ظاهر غمگینی نداشت. انگار تنها مقاومت کردن برایش باقی‌مانده بود و پیامد تصمیماتش را هم خیلی خوب قبول می‌کرد؛ و اتفاقاً فکر می‌کنم مشکل همین جا بود.

او به بی تصمیمی و بدتر از آن کنار آمدن با همۀ شرایط عادت کرده بود. قدرت هضم عجیبی برای مصرف اتفاقات ناگوار پیدا کرده بود.

اگر هم تصمیم اشتباهی می‌گرفت تنها چاره‌ای که برایش باقی‌مانده بود (که بعد از حادثۀ زلزله حسابی هم در آن آبدیده شده بود) توجیه کردن بود.

مثل کاری که خیلی از ما عادت کرده‌ایم انجام دهیم:

توجیه تصمیمات اشتباهی که می‌گیریم.

با نگاه کردن به این وقایع و بعد از گرفتن چند تصمیم اشتباه و جبران‌ناپذیر فکر کردم وقتش رسیده تا خودآموزی برای گرفتن تصمیمات بهتر ترتیب دهم.

خودآموزی که کمک کند قبل از ساختن زلزله‌ای در زندگی که عاملش خودمان باشیم کاری انجام دهیم تا به جای اینکه زیر آوار ماندنِ تبعات تصمیم‌گیری را توجیه کنیم، از آوارسازی جلوگیری کنیم.

برنامۀ خودآموز من:

وقتی می‌خواهم تصمیم مهمی بگیرم وقت کافی می‌گذارم و همۀ موارد مربوط و بعضاً نامربوط به تصمیم‌گیری را یادداشت می‌کنم:

گزینه‌هایی که پیش رو دارم، قوت و ضعف هر گزینه، احتمال وقوع آن (حتی وقتی مطمئنم می‌تواند اشتباه باشد)، هزینه‌ای که برای هر تصمیم باید صرف کنم و منابعی که در اختیاردارم.

همه را می‌نویسم؛ اما مهم‌تر از این، مرحلۀ بعد از تصمیم‌گیری است.

بعدازاینکه با نتیجۀ خوب یا بد تصمیم مواجه شدم به نوشته‌هایم برمی‌گردم تا ببینم کجا اشتباه کرده‌ام. کدام مفروضاتم با واقعیت نمی‌خواند. چه چیزهایی را از قلم انداخته بودم و چه مواردی بود که باید از قلم می‌افتاد اما اشتباه و محکم به آن‌ها چسبیده بودم.

چنین تحلیل‌های قبل و بعد از تصمیم‌گیری گاهی اوقات ارزشی بیش از هزاران کتاب راهنمای تصمیم‌گیری دارد.

چون تصمیماتی است از جنس هزینه و باخت.

چون برای آن، قسمتی از زندگی‌مان را هزینه می‌کنیم.

تکرار این کار به‌مرور زمان می‌تواند عضله‌های تصمیم‌گیری ما را قوی‌تر کند.

البته اگر جسارت نوشتن پیدا کنیم.

رسیدن به همین متن هم برای من از جنس هزینه کردن است. هزینۀ قسمتی از زندگی. قسمتی بی‌برگشت.

نوشتم با این امید که شاید بخشی از آن کمک کند شما برای تصمیمات مهم زندگی‌تان هزینۀ سنگینی پرداخت نکنید.

عضویت در کانال تلگرام ناهید عبدی

پاسخ دهید