برای چه مخاطبانی بنویسیم؟

«وقتی کاری هنری انجام می‌دید و اون رو در معرض دید جامعه قرار می‌دید با این کار یه سری امواج به مخاطب ارسال می‌کنید. بعضی‌ها اثر رو نگاه می‌کنن رد میشن و میرن یا برمی‌گردن و چنددقیقه‌ای جذبش می‌شن. سهم شما از تفاهم همین قدره. ولی بعضی‌های دیگه برای همیشه با اثر می‌مونن. مخاطب شما اونها هستن».

بعدازاینکه این صحبت‌های بهمن فرسی را می‌شنویم کنجکاو می‌شویم بدانیم مخاطبانی که با امواج نوشتۀ ما درگیر می‌شوند چه کسانی هستند تا بیشتر برای آن‌ها بنویسیم.

سهم ما از درگیر شدن مخاطب با نوشته مهم است ولی نه همۀ مخاطبان.

طبق یک قاعدۀ تجربی شاید بتوانیم بگوییم معمولاً نوشته‌هایی که خودِ ما را راضی می‌کند و از احساسات و باورهای عمیق ما سرچشمه می‌گیرد، همان‌هایی هستند که مخاطب ما را هم راضی می‌کند.

پس متر ما برای اندازه‌گیری رضایت مخاطب می‌تواند میزان رضایت خودمان از نوشته باشد.

از طرفی فکر می‌کنم بسیار مهم است که نویسنده بداند و باور داشته باشد که برداشت از نوشته‌های او کاملاً آزاد است و نویسنده مسئول چندوچون آن برداشت‌ها نیست.

الیزابت گیلبرت دراین‌باره می‌گوید:

«قبول این واقعیت که عکس‌العمل خواننده به شما تعلق ندارد تنها روش سالم خلاق بودن است. همان‌طور که من فکر می‌کنم نتایج کتاب‌هایم به من مربوط نمی‌شود. من فقط می‌توانم مسئول خلق خودِ کتاب باشم».

بهتر است افکار خود را از اینکه کدام مخاطب با کدام سلیقه ممکن است این نوشتۀ مرا دوست داشته باشد یا آن را کنار بگذارد، رها شویم.

وقتی این کار را می‌کنیم می‌توانیم بخش بزرگی از انرژی خود را آزاد کنیم و آن را برای بهتر نوشتن صرف کنیم.

ما با هر نوشته کدهایی را ارسال می‌کنیم که خواننده می‌تواند هزاران عدد چندرقمی با آن بسازد و چندین برداشت متفاوت از آن بکند.

و الزاماً عدد نهایی ساخته‌شده در ذهن مخاطب همان کد مدنظر ما و همان فکر و ایده‌ای که درباره‌اش نوشتیم، نیست.

پس در جواب این سؤال که «برای چه مخاطبی بنویسیم؟» شاید بهتر باشد بگوییم:

برای خودت بنویس و مخاطبانی که در آینده با فکر تو همراهی خواهند کرد.

عضویت در کانال تلگرام ناهید عبدی

پاسخ دهید