چگونه تکرار باعث یادگیری نمی‌شود؟

آندره ژید زمانی گفته بود: «هر چه لازم بوده تا گفته شود، گفته‌شده است. ولی ازآنجاکه هیچ‌کس گوش نمی‌کند، هر چیز باید دوباره گفته شود».

این دوباره‌گویی‌ها می‌تواند برای یادگیری بیشتر استفاده شود.

همان چیزی که با عنوان قدرت تکرار در یادگیری از آن نام می‌بریم.

اما همیشه تکرار کردن به یادگیری بیشتر و بهتر منجر نمی‌شود.

زمانی است که ما قوانین کلی را فراموش می‌کنیم. با تکرار کردن، آن‌ها را از پسِ ذهن به قسمت‌های جلوی ذهن هدایت می‌کنیم تا قابلیت استفادۀ بیشتر داشته باشند.

گاهی هم از زاویه‌ای جدید یا از سطح آگاهی جدید به قضیه‌ای تکراری نگاه می‌کنیم. در این مورد هم تکرار آموخته‌ها می‌تواند نتایج شگرفی ایجاد کند.

اما زمان‌هایی هم هست که تکرار و دوباره خوانی و دوباره آموختن و دوباره گوش کردن به قوانین ثابت، به ما توهم پیش رفتن می‌دهد بدون اینکه واقعاً مسبب حرکتی در زندگی‌مان شود.

یادگیری تکراری زمانی ارزشمند است که از الگویی حساب شده تبعیت کند.

من برای یادگیری آموخته‌های تکراری مدلی را در نظر می‌گیرم که اغلب اوقات جواب می‌دهد.

نام این مدل را یادگیری به شیوۀ ساعت شنی می‌گذارم.

 

به این ترتیب که ابتدا ما قانونی کلی را می‌خوانیم یا می‌شنویم.

خیلی وقت‌ها یادگیری از همین مرحله شروع می‌شود و به تکرار در همین مرحله هم ادامه پیدا می‌کند.

 

اما تکرار آموخته‌ها وقتی اثربخش خواهد بود که از این مرحله عبور کنیم و این قانون کلی را به قد و قوارۀ فکر و عمل و زندگی و کارمان درآوریم.

یعنی به دنبال مصداق‌ها و مثال‌هایی بگردیم تا این قانون کلی را محدود به خود و انحصاری کنیم.

با خودمان بگوییم این درس جدید در زندگی فعلی من و با شرایط من چه معنایی دارد؟ چه مصداق‌هایی را می‌توانم برای شخص خودم پیدا کنم که به این قانون عینیت ببخشد؟

 

در مرحلۀ بعد بهتر است به این مصداق‌های پیداشده عمق بدهیم. آن‌ها را بسط بدهیم و تا حد امکان برای خودمان باز و شفاف کنیم.

اگر به خوبی این سه مرحله را طی کنیم، آموختن از فرآیند تکرار جملات و قوانین کلی خارج می‌شود، به رنگ و بوی نیازها و خواسته‌های زندگی ما درمی‌آید و بعد این قدر باز و شفاف می‌شود که قابلیت اجراشدن در عمل را پیدا می‌کند:

قانونی کلی و تکراری    مصداقی منحصربه‌فرد و جزئی    بسط دادن و ریز شدن روی جزئیات اجرایی

 

پس فکر می‌کنم تکرار آموخته‌ها وقتی ارزشمند است که هر بار نتیجه‌ای غیرتکراری و متفاوت را در زندگی‌مان رقم بزند.

و این میسر نمی‌شود مگر اینکه یادگیری را مانند فرآیندی شیمیایی ببینیم.

خواص اصلی قانون‌های یاد گرفته‌ شده در عمل به کلی تغییر می‌کنند و به شکل زندگی شخصی ما درمی‌آیند.

 

عضویت در کانال تلگرام ناهید عبدی

1 دیدگاه

  1. محمد مقیسه

    ۱۳۹۷-۰۶-۱۴ at ۹:۴۸ ب.ظ

    به یک دغدغه اشاره کردین که خیلی از ماها بارها درگیرش میشیم. فقط ایکاش این مطلبو بموقع ببینیم :))

پاسخ دهید