سبکی متفاوت برای نوشتن کتاب

سؤالی همیشگی که با خواندن نوشته‌هایش به ذهنم می‌رسید این بود که «چرا این قدر ساده و کودکانه می‌نویسد؟» درحالی‌که می‌دانستم در هزارتوی ذهنش کلی کلمۀ سخت و درست و حسابی دارد اما تعجب می‌کردم از اینکه نوشته‌های ساده‌اش با آن کلمات پیچیده و سخت فهم، همخوانی نداشت.

از طرفی چند وقت پیش که می‌خواستم از بین چند کتاب غیروطنی و کتاب‌های وطنی، یکی را برای خواندن انتخاب کنم، متوجه شدم یک حالت دفاعی و ناخودآگاه نسبت به کتاب‌های فارسی دارم.

بعد که خوب دقت کردم متوجه شدم این گارد من برای تعلل و نخواندن بعضی از این کتاب‌های فارسی‌زبان به دلیل سبک پیچیده و به‌ظاهر پرمغز این کتاب‌هاست. خیلی از کتاب‌های وطنی سخت‌تر و غیرقابل فهم تر از کتاب‌های نوشته‌شده به زبان‌های دیگر است.

دشوار حرف زدن و سخت نوشتن، سبکی است که خیلی‌ها به دنبالش می‌روند و به نظر من این روزها رواج بیشتری پیدا کرده است.

و فکر می‌کنم قضاوت اشتباهی نیست اگر وقتی کتابی سخت فهم و پیچیده را در دست می‌گیریم به این فکر کنیم که مؤلف یا مترجم از کم‌سوادی است که به سخت نویسی روی آورده است.

نویسندۀ ایرانی گاهی دچار این توهم می‌شود که سخت نوشتن معادل باسوادتر بودن، متفاوت بودن و عمیق فهمیدن است.

نویسنده‌ای که می‌خواهد نگاهش پر از متمدنی باشد و به قول لیلی گلستان، با کلی کج‌وکولگی و پیچیدگی مداوم و مرسوم می‌نویسد.

درحالی‌که خیلی از نویسنده‌های پرکار دیگر که چندین سال است قلم‌فرسایی می‌کنند و مدام می‌نویسند و عمیق هم می‌نویسند، می‌دانند که زیبانویسی معادل ساده‌نویسی است.

انگار که هر چه نوشته بیشتر وزن می‌گیرد، باید ساده‌تر باشد تا در ذهن خواننده راحت‌تر رسوب کند و در قدرت فهمش ته‌نشین شود.

بعد از کشف این راز نه‌چندان پنهان و نه‌چندان نگفته، شروع کردم تا ساده‌تر بنویسم؛ و متوجه راز بزرگ‌تر و البته آشکارتری شدم.

اینکه ساده‌نویسی خیلی سخت‌تر از دشوارنویسی است.

ساده‌نویسی یعنی یک‌راست به قلب فهم و درک خودت بزنی و آن را بدون حاشیه به ذهن خواننده‌ات بسپاری.

و حالا می‌فهمم آن سبک کودکانه که همیشه مرا متعجب می‌کرد، درواقع نمایی بود از درست‌نویسی، ساده‌نویسی و البته زیبانویسی.

عموماً ساده‌نویسی از سخت فکر کردن حاصل می‌شود.

از عمیق شدن روی کلمات و اشراف به کلمات ساده و سخت و توانایی و قدرت بیشتر داشتن برای انتخاب کلمات بی حاشیه‌تر.

و به نظر من رعایت همین مفهوم ساده می‌تواند منجر به متفاوت نوشتن شود.

نویسندۀ حرفه‌ای بین دو سبک ساده و سخت، ساده‌نویسی را انتخاب می‌کند.

خوانندۀ حرفه‌ای بین دو سبک ساده و سخت، ساده خوانی را انتخاب می‌کند.

و کتاب حرفه‌ای، بین دو سبک ساده و سخت، به ساده نگاری تمایل بیشتری دارد.

درواقع سبک متفاوت برای نوشتن کتاب‌های فارسی، در بازاری که خیلی‌ها سخت می‌نویسند این است که ساده‌تر، بی حاشیه‌تر و قابل‌فهم‌تر بنویسیم.

 

پیشنهاد می‌کنم مطلب زیر را هم بخوانید:

برای تولید محتوا دست‌به‌قلم باشید و خوش‌سخن

عضویت در کانال تلگرام ناهید عبدی

2 دیدگاه

  1. علیرضا داداشی

    ۱۳۹۷-۰۶-۱۹ at ۷:۲۴ ب.ظ

    سلام.
    مطلب خوبی بود با موضوعی قابل توجه.
    خوشحالم که درباره ی این بحث مطلب نوشتید.
    موفق باشید.

    1. ناهید عبدی

      ۱۳۹۷-۰۷-۰۳ at ۲:۵۹ ب.ظ

      سلام دوست بزرگوار
      خوشحالم که اینجا هستید و مطالب رو می خونید آقای داداشی

پاسخ دهید