هنر ارزیابی عملکرد

کسی که دغدغۀ آموزش، یادگیری و توسعۀ فردی دارد خیلی منطقی است که به جای اصرار بر یادگیری از بیرون، بخش مهمی از فرآیند یادگیری را به آموختن از خود اختصاص بدهد.

البته این کار سخت است چون خیلی نیاز به عمل‌گرایی دارد.

ما وقتی شروع می‌کنیم از خودمان یاد می‌گیریم لازم است وارد فرآیند عمل کردن و توجه به عملکرد خود شویم. یعنی وقتی کاری را درست (یا مهم‌تر از آن کاری را اشتباه) انجام می‌دهیم، چرایی و دلیل این اشتباه را تحلیل کنیم.

عمیق‌ترین یادگیری‌ها با چنین بررسی‌هایی قابل دستیابی هستند.

اما هر نوع ارزیابی عملکرد باارزش و پیش برنده نیست.

تحلیل و بررسی اشتباهاتی که انجام داده‌ایم به‌نوعی هنرورزی نیاز دارد.

یکی از ساده‌ترین و درعین‌حال عملی‌ترین روش‌های ارزیابی آن است که وقتی شروع به تحلیل کارهای خود می‌کنیم آن‌ها را در دو دستۀ قابل‌کنترل و غیرقابل‌کنترل بچینیم.

به این معنا که بررسی کنیم انجام کاری که بابت آن پریشان یا پشیمان هستیم تا چه اندازه در حیطۀ اختیار و کنترل ما بوده است و تا چه اندازه درنتیجۀ پیش‌بینی‌ناپذیری آینده اتفاق افتاده است؟

هراندازه بتوانیم این تقسیم‌بندی را ساده‌تر انجام دهیم راه هموارتری تا رسیدن به رشد و توسعۀ فردی را تجربه خواهیم کرد.

به این ترتیب از کارهای اشتباه و در حیطۀ کنترل خود درس می‌گیریم و امکان تکرار آن‌ها را در آینده کمرنگ‌تر می‌کنیم و درعین‌حال از قید افکار پریشان کننده مربوط به اتفاقاتی که در کنترل ما نبوده‌اند با دیدی منطقی‌تر رها می‌شویم.

تمرکز کردن بر روی آنچه نمی‌توانیم کنترلش کنیم، فرصت دیدن مواردی را که می‌توانیم کنترل کنیم از ما می‌گیرد.

وقتی خود را بابت مواردی سرزنش می‌کنیم که خارج از حیطۀ اراده و اختیار ما هستند، از موارد مهمی که قابل‌کنترل کردن هستند غافل می‌شویم و چنین غفلتی می‌تواند نه‌تنها عزت‌نفس ما را خدشه‌دار کند بلکه امکان اشتباهات مجدد آینده را برایمان ایجاد می‌کند.

هنر ارزیابی عملکرد به ما یادآوری می‌کند سهم بزرگی از دل‌مشغولی‌های خود را صرف چیزهایی کنیم که می‌توانیم آن‌ها را کنترل کنیم و خود را از رنج بیهوده بابت مواردی که به ما مربوط نمی‌شوند خلاص کنیم.

عضویت در کانال تلگرام ناهید عبدی

پاسخ دهید