تواضعی که به مرز ترس می‌رسد

وقتی از من در مورد خوب و بد چیزی می‌پرسند اغلب به یک مورد اشاره می‌کنم:

مرزبندی.

خیلی وقت‌ها این مرزها هستند که به ما حد و حدود درست بودن را نشان می‌دهند.

اعتمادبه‌نفس خوب است؟

مطالعه کردن خوب است؟

خودرأی بودن و حق‌به‌جانب بودن خوب است؟

از خود گذشتگی خوب است؟

 

فکر می‌کنم جواب تمام این سؤال‌ها می‌تواند با چنین سؤالی پاسخ داده شود:

در چه محدوده‌ای؟

 

مرزبندی نشان می‌دهد که هر چیز در چه محدوده‌ای درست است و درعین‌حال تأکید می‌کند که مرزهای هر موضوع با دیگری متفاوت است.

بعضی چیزها هستند که تنها وقتی به تعادل می‌رسند خوب‌اند. این‌ها چیزهایی هستند که باید در نقطۀ مرکزی محدوده بمانند و اگر قدری پا را پیش‌تر یا پس‌تر بگذارند کار خراب می‌شود.

بعضی موضوعات دیگر را وقتی می‌توان درست دانست که تا حد اعلای مرز جلو بیایند. برای این موضوعات تعادل و میانه‌روی معنا ندارد.

اما چیزی که مشخص است این است که خارج شدن از محدوده‌ها و مرزهای مشخص‌شده اغلب درست بودن موضوع را زیر سؤال می‌برد.

 

یکی از مواردی که خیلی وقت‌ها ما نمی‌توانیم مرزبندی درستی برای آن قائل باشیم در ارتباط با موضوع تواضع است.

ما نسبت به خیلی از دارایی‌های خود تواضع داریم و به همین دلیل مرزهای خیلی تنگ و کوچکی برای آن در نظر می‌گیریم.

به‌عنوان‌مثال اگر تخصصی در زمینه‌ای داریم و می‌توانیم در مورد این تخصص در قالب راه‌اندازی وبلاگ شخصی با دیگران صحبت کنیم، این قدر متواضعانه برخورد می‌کنیم که احساس می‌کنیم فعلاً زمان این چیزها فرانرسیده است.

یا وقتی در مورد موضوعی دانش و اطلاعات کافی داریم این قدر متواضعانه برخورد می‌کنیم که ترجیح می‌دهیم در جمع ساکت باشیم و عکس‌العملی از خود نشان ندهیم.

 

به همین دلیل فکر می‌کنم در مرزهای کوچک‌تری از درست و غلط بودن هر چیز، مرزهای ترس وجود دارد.

وقتی مرزهای چیزی را کوچک‌تر از آنچه واقعاً هست در نظر می‌گیریم وارد محدودۀ ترسیدن می‌شویم.

ترسیدن به تواضع ما امتیاز می‌دهد و این توهم را ایجاد می‌کند که اقدام نکردن ما از سر هوشمندی و رعایت اخلاقیات است.

 

یکی از بهترین راه‌هایی که می‌توانیم بفهمیم آیا دچار توهم درست و غلط بودن شده‌ایم یا اینکه واقعاً مرزبندی را درست رعایت کرده‌ایم، فکر کردن در مورد احساس رضایتی است که در بلندمدت خواهیم داشت.

وقتی رفتار خاصی را از خود بروز می‌دهیم یا وقتی اقدامات خاصی را عمده انجام نمی‌دهیم بهتر است از خود بپرسیم که آیا این عکس‌العمل یا رفتار انفعالی در بلندمدت می‌تواند موجب رضایت خاطر من شود؟

ممکن است بار اول نتوانیم به این سؤال پاسخ روشن بدهیم اما اگر دغدغۀ آن را مدام در ذهن داشته باشیم، هر بار که در معرض موقعیتی تازه قرار می‌گیریم یک گام به پاسخ درست این سؤال می‌توانیم نزدیک‌تر شویم.

 

عضویت در کانال تلگرام ناهید عبدی

پاسخ دهید