زیر پوست مترو

تابه‌حال نشده فیلمی را ببینم و بیشتر از صحنه‌های نمایش، حرکات دوربین در پشت‌صحنه و کارگردان را نبینم.

وارد مترو هم که می‌شوم، تونل کنده‌شدۀ عریان را می‌بینم و در پیچ‌ها همان سنگ‌هایی که به‌سختی جابه‌جاشده‌اند.

از این‌ها که بگذریم، گمان می‌کنم زیر پوست آدم‌ها هم دنیایی از حرف‌های ناگفته و هیجانات بروز نداده است.

شاید این حرف‌ها هیچ‌گاه به زبان نیایند اما نوع بودن آدمی و طرز زندگی او را تعریف می‌کنند.

با آدم‌ها که حرف می‌زنم دیدن زیرپوستشان برایم راحت‌تر است.

ما انسان‌ها عمق وجودی‌مان را در ظرف کلمات می‌ریزیم و تقدیم هم می‌کنیم.

اما گاهی زحمت دیدن زیرپوستمان را به خودمان هم نمی‌دهیم.

دور شدن از ظاهر صحنه‌ها و دیدن دنیایی در پس آنچه هست، ما را به خود واقعی‌مان نزدیک‌تر می‌کند.

یادگیری با ناهید عبدی در تلگرام

پاسخ دهید