چرا سرسختی مهم است؟

سرسختی

«سرسختی نوعی قانون‌شکنی است. قانونی که از محال می‌گوید».

به گمانم این روزها جادۀ سرسختی خلوت‌تر شده یا به تعبیر رابرت فراست راهی است که کمتر پا می‌خورد.

ما آن‌قدر که اجرت کار نکرده را خواسته‌ایم، راه گلوی سرسختی را بسته‌ایم.

با اینکه می‌دانیم سرسختی راه مناسب تحقق آرمان‌هایمان است، بازهم به دنبال راه‌هایی ساده‌تر و مأنوس‌تر با عملکرد مغزمان می‌رویم.

غافل از اینکه تنها با گذر از راه سرسختی است که فرصتی کشف جنبه‌هایی از خودمان را می‌یابیم. که بدون این فشار دل‌چسب و خودخواسته، مجالی برای بروز نمی‌یافتند.

سرسختانه طلب کردن و با تعهد دست به عمل زدن، عادت مشترک تمام افرادی است که به دنبال میانبر نیستند و راه درست و کوتاه‌تر را انتخاب می‌کنند.

وقتی از عادی بودن دست برمی‌داریم و خودمان را با سرسختی زخمی می‌کنیم، روزی می‌رسد که غیرعادی بودن برایمان عادی می‌شود.

به قول نیوتون دنیا آبستن کشف‌های زیادی است. شاید کمترین فایدۀ سرسختی آن است که می‌توانیم سهمی از خلقت هستی را از آن خود کنیم.

سرسختی مبارزه‌ای درونی است که نتیجه‌اش خلق یک اثر است. ما به‌اندازۀ اثری که خلق می‌کنیم به زیبایی‌های جهان می‌افزاییم.

سرسختی

یادگیری با ناهید عبدی در تلگرام

موارد مشابه

404