چه‌زمانی حرف منتقد بهتر شنیده می‌شود؟

قسمت اول

«انتقاد بی‌پروا، از همان شیوه‌های منسوخ‌شده‌ای است که برای هویت بخشی به خود بکار می‌رود».

نگاه غالب اجتماع امروز ما، لبریز از انتقاد و سرکوب است که همچون پتکی بر سر زمین و زمان کوبیده می‌شود.

منتقد عبوس و بی‌عمل امروزی، تلاش می‌کند بخشی از اعتبار خود را در سایه نکوهش این‌وآن بگیرد و با پرگویی‌های بی‌خاصیت، جایگاهی برای خود دست‌وپا کند.

اعتراضی که از اقدام برای تغییر و اصلاح عاری باشد، تنها گوش جامعه را کرتر می‌کند وگرنه کاستی‌ها با صلبیت تمام، از جایشان تکان نمی‌خورند و حتی به لطف وجود چنین معترضانی، عمق می‌گیرند.

شیوۀ ابراز نقد، معیاری است که به کمک آن می‌توانیم قدرت شخصیت منتقد را بسنجیم.

انتقاد مخرب لباسی است که بی‌تحرکی ما را می‌پوشاند وگرنه جامۀ خرد بر تن منتقد بی‌عمل نمی‌نشیند.

درحالی‌که انتقاد سازنده، درحرکت به سمت بهبود خلاصه می‌شود. وقتی برای اصلاح هر آنچه با سازوکار ذهن ما نامتناسب است، آستین بالا می‌زنیم، به‌نوعی با عمل‌گرایی صرف، دست به انتقاد زده‌ایم.

وقتی حرف منتقد بهتر شنیده می‌شود که دستانش آلودۀ اصلاح باشد.

آن هنگام که گلیم اعتراض ما در منجلاب کاستی‌ها گیر می‌کند، خودمان هم به‌نوعی سزاوار نقد می‌شویم.

انتقاد زمانی قابل‌شنیدن است که من بتوانم گوشه‌ای از راه‌حل را به تصویر بکشم. ارزنده‌ترین ویژگی منتقد واقعی، عمل‌گرایی سازنده است.

«اقدام برای بهبود، بلندترین نجوای سکوت منتقد است».

یادگیری با ناهید عبدی در تلگرام

پاسخ دهید