بهتر است دهان منتقد وقتی باز شود که…

قسمت دوم

«داستان منتقد مدعی امروزی، اغلب کلیشه‌ای از جبر محیطی است».

منتقدی که کاستی‌ها را خوب فهمیده، ناخودآگاه گریزی به راه‌حل نیز زده است.

راه‌حل مسائل، در عمیق‌ترین نقاط دریای کاستی‌ها جا خشک کرده است. کسی که نقد جدی دارد و کمبودها را عمیق درک کرده به بخش مهمی از راه‌حل نیز دسترسی پیداکرده است.

منتقدی که در اعماق فهم کاستی‌ها شنا می‌کند، بخشی از راه‌حل را از آنِ خود می‌کند و در دنیای واقعی هویت می‌بخشد.

همین هویت جدید، معیاری برای منتقدان بی‌خاصیت آینده می‌شود تا زمانی که نقد می‌کنند، بتوانند در کنارش معیار سنجش هم اضافه کنند تا به‌واسطۀ آن، معتبرتر شنیده و دیده شوند.

نمی‌دانم چگونه است که منتقد محق می‌شود به‌واسطه درک خیالی که از موقعیت ناکامل شکل‌گرفته، لب به سخن بگشاید؛ اما نتیجه این می‌شود که با چسباندن تکه‌ای از کمبودها بر زبان خود، کسب اعتبار می‌کند.

بهتر است دهان منتقد وقتی باز شود که دست و عملش از اقدام سخت آلوده باشد وگرنه همان بهتر که خاموش بماند و مجال دیدن زیبایی‌های دنیا را در چشم شنونده کم نکند.

حیف کلمات هضم نشده‌ای که در این بیراهه مصرف می‌شوند.

لب به سخن معترضانه گشودن عادت کوته‌فکرانی است که لایق ساختن نیستند.

آن‌ها نمی‌توانند راهی تازه علم کنند چون نه ساختن بلدند و نه عمل کردن. انتقاد ساده‌تر است.

یادگیری با ناهید عبدی در تلگرام

پاسخ دهید