برای خوب نوشتن عمیق زندگی کن

«در روشنایی نوشته‌های غنی، چنان بیدار می‌شویم گویی هرگز نخواهیم خفت».

هنر خوب نوشتن، مرتبه‌ای بالاتر از صف‌آرایی کلمات است و در لمس عمیق زندگی خلاصه می‌شود.

وقتی نویسنده می‌ایستد و چشم در چشم زندگی می‌شود، مجالی می‌دهد تا کلمات در او جاری شوند. همان کلماتی که در تن قصه‌ها دوام بیشتری دارند تا در تن آموخته‌ها.

هر نوشته، تکه‌ای از زندگی نویسنده است که تغییر هویت داده و به رنگ کلمات درآمده است. در واقع شهود سفر می‌کند، احساس قلم‌به‌دست می‌گیرد، غریزه می‌نویسد و روح جاری می‌شود.

نویسنده‌ای که عمیق زیسته باشد، ورای کلام می‌نویسد و با گذری برگذشتۀ موجود، می‌تواند آینده را به تصویر بکشد؛ چراکه قلم نویسنده از دغدغه‌هایش قدرت می‌گیرد.

زندگی‌های متوالی را می‌توان در تولد و مرگ پیاپی کلمات در نوشته‌ها دید. وقتی کلام از بودن در ذهن تنگش می‌آید و تا متولد نشود قرار ندارد؛ و چه تولدی بهتر از آنکه در سکوت، بر صفحۀ کاغذ بنشیند.

بعدازآنکه دغدغۀ ذهن، لباس کلمه بر تن می‌کند، از چشم خواننده در قلبش رسوخ می‌کند تا فهمی جدید بیافریند شاید بتواند دوباره و دوباره متولد شود.

نویسنده‌ای که از فهم زندگی خالی است، کشتزار دانسته‌هایش را عمیقاً شخم می‌زند، ولی بازهم تهی می‌نویسد. انگار نوشته‌هایش قلابی ندارند که دل آدم را گیر بیندازند.

از دل هر نوشتۀ خوبی صدای نفس‌های زندگی شنیده می‌شود

یادگیری با ناهید عبدی در تلگرام

1 دیدگاه

  1. یاور مشیرفر

    ۱۳۹۶-۰۸-۰۵ at ۱۱:۱۵ ق.ظ

    اتفاقا بر عکس است.
    برای خوب زندگی کردن، باید عمیق نوشته باشی.

    با مهر
    یاور

پاسخ دهید