چگونه از بند ناملایمات گذشته رها شویم؟

چند وقت پیش جایی مطلب جذابی می‌خواندم که در مقدمه‌اش چنین نوشته بود: «تصمیم بگیرید یا قصه‌هاتون رو دور بریزید یا تعریف‌شون کنید. ما اختلالاتی داریم که اسم ندارند بهتره خودمون دست به کار شیم و اسمی براشون انتخاب کنیم تا جزئی از قصه‌های واضح […]

ادامه ی مطلب

مدیریت خاطرات

ما مانند خمیری در دست خاطراتمان هستیم. خاطرات می‌توانند ما را ورز بدهند و آینده‌مان را به شکلی از گذشته تغییر دهند. گاهی فکر می‌کنیم این ما هستیم که خاطرات را می‌سازیم، اما یادمان می‌رود این خاطرات گذشته هستند که ابعادی از شخصیتمان را می‌سازند. […]

ادامه ی مطلب

فرصتی برای رشد اتیکت درونی

همان‌طور که در نوشته‌های پیشین اتیکت درونی اشاره‌کرده‌ام، اتیکت در رفتار با خود را مجموعه‌ای از رفتارهای درونی می‌دانم که به بهترین شیوه در برخورد با خودمان انجام می‌شود. این رفتارها قرار است انسانیت و درونیات ما را رشد دهد و یا حداقل در مسیر […]

ادامه ی مطلب

روزمرگی یا سفری پرماجرا؟

برای همۀ ما پیش آمده که در مقطعی از زندگی‌مان به چیزی علاقه داشته‌ایم، از انجام کاری لذت برده‌ایم و سازۀ رؤیاهایمان را به صورت مقطعی بناکرده‌ایم. زمان که می‌گذرد، یا آن علایق را فراموش می‌کنیم و یا با سرکوب کردنشان، دچار روزمرگی می‌شویم. یادمان […]

ادامه ی مطلب

احساس فراوانی در اتیکت درونی

تعریفی که از روابط غنی در ذهن همۀ ما نقش می‌بندد، رابطه‌هایی هستند که طرفین تلاش می‌کنند جاهای خالی و کمبودها را تا حد توان پر کنند و به‌نوعی، احساس فراوانی به طرف مقابل بدهند. ازآنجاکه یکی از مهم‌ترین روابطی که تعریف می‌شود، رفتار انسان‌ها […]

ادامه ی مطلب

یک صفحه بعد از صفحۀ پایانی کتاب

برای همۀ ما پیش می‌آید که شکست‌های بزرگ و موفقیت‌های شگرفی را در زندگی تجربه کنیم. اگر بخواهیم اتفاقات زندگی را در محدوده‌ای در نظر بگیریم و شکست‌ها و موفقیت‌ها را دو سر این طیف ببینیم، به‌نوعی زندگی روزمره و بیش‌ترین ساعات عمر ما، درجایی […]

ادامه ی مطلب

یک پیشنهاد برای ایجاد حال خوب

توماس کارلی می‌گوید: «اصالت چیزی است که همیشه به آن احترام می‌گذاریم و همواره با آن مخالفت می‌کنیم». اگر به رفتار خودمان دقیق‌تر شویم، خواهیم دید در بسیاری از مواقع، خواسته یا ناخواسته احساسات خود را سرکوب می‌کنیم و یا حداقل آن را به شکلی […]

ادامه ی مطلب

حکمت زخم‌ها

«زخم‌ها حقایقی را با خود دارند که مدت‌ها تو را تاب می‌آورند تا به آن‌ها برسی». صدای تپش‌های قلبی که در تنهایی می‌شنوی، صدای باز شدن دریچه‌ای است که از یک زندگی تازه می‌گوید. همان زندگی که هیچ‌گاه انتخابش نکرده بودی. بغض‌های فروخورده، مانند حرف‌های […]

ادامه ی مطلب

این تجربه را بدزدید

مدتی است برای شکرگزاری داشته‌هایم، به یک لبخند ساده یا بیان چند کلمۀ مختصر بسنده نمی‌کنم. زیباترین دفترچه‌ام را برای شکرگزاری اختصاص داده‌ام و از هر آنچه ثانیه‌ای برایم لذت می‌آفریند، در آن می‌نویسم و با کلماتم لبخند می‌زنم. در کنار آن، دفترچه‌ای برای شکرگزاری […]

ادامه ی مطلب

چرا نباید از اشتباهات درس بگیریم؟

این روزها به لطف وجود جمله قصارهای سطحی و تکراری، حرف‌های کلیشه‌ای و غیر جذاب، کم نمی‌شنویم. همان حرف‌هایی که مصالح خوبی برای پر کردن خلأها و ساخت سازه‌ای متزلزل از درک و فهم هستند. «از اشتباهات درس بگیریم. شکست پل پیروزی است. تا شکست […]

ادامه ی مطلب