قانون اینرسی و نوشتن کتاب

از قانون اینرسی به یاد داریم آنچه در حرکت است تمایل دارد به حرکت کردن ادامه دهد و چیزی که در حالت سکون است، متمایل به ماندن در همان حالت است. قانون اینرسی انسانی هم اغلب اوقات تأییدی بر همین قاعده است: وقتی شروع به […]

ادامه ی مطلب

نوشتن کتاب؛ با یا بی‌ تکلف؟

افرادی هستند که خیلی درگیر حساب‌وکتاب کردن نمی‌شوند. وقتی مسئله‌ای پیش می‌آید همان کاری را انجام می‌دهند که در آن لحظه فکر می‌کنند درست‌تر است. آن‌ها به ناخودآگاهشان که گاهی هم اسم شهود روی آن می‌گذارند اعتماد می‌کنند و وارد کار می‌شوند. اگر قرار باشد […]

ادامه ی مطلب

نوشتن کتاب با یادداشت‌های روزانه

یکی از اولین مطالبی که روی وبلاگم نوشتم با عنوان «تاثیر اهمال کاری های آگاهانه» بود و در آن مطلب اشاره کردم که بسیاری از کتاب‌های خوب جهان در سایۀ تأخیر در نوشتن پخته‌تر شده‌اند. یکی از این اهمال‌کاری‌هایی که می‌توان به کمک آن کتابی […]

ادامه ی مطلب

سبکی متفاوت برای نوشتن کتاب

سؤالی همیشگی که با خواندن نوشته‌هایش به ذهنم می‌رسید این بود که «چرا این قدر ساده و کودکانه می‌نویسد؟» درحالی‌که می‌دانستم در هزارتوی ذهنش کلی کلمۀ سخت و درست و حسابی دارد اما تعجب می‌کردم از اینکه نوشته‌های ساده‌اش با آن کلمات پیچیده و سخت […]

ادامه ی مطلب

چگونه کتابی خواندنی بنویسیم؟

اگر به ساختار چند سخنرانی حرفه‌ای دقت کرده باشید، می‌توانید روندی این‌چنین را در خیلی از آن‌ها ببینید: سخنران با نقل یک داستان، خاطره یا رویدادی از زندگی‌اش شروع می‌کند. در آن داستان یا رویداد، نکته‌ای قابل‌توجه را بیرون می‌کشد و به صورت سؤال مطرح […]

ادامه ی مطلب

نوشتن کتاب: چگونه شروع کنیم؟

اگر تابه‌حال برای نوشتن یک متن جدی تلاش کرده باشید می‌توانید حدس بزنید اوضاع از چه قرار خواهد شد: صفحه‌ای سفید روبه روی خود می‌گذارید و قلم‌به‌دست تمرکز می‌کنید تا چیزی روی آن بنویسید. شما و این صفحۀ بی‌روح ساعاتی به هم خیره می‌مانید تا […]

ادامه ی مطلب

چه کتابی بنویسیم؟

بعضی سؤال‌ها از پایه و اساس غلط هستند. به این سؤال دقت کنید: چه کارهای متفاوتی می‌توانم انجام دهم تا شادتر شوم؟ این سؤال غلط است چون مفهوم آن وارونه فهمیده شده است. در حقیقت ثابت‌ شده است که باید شاد باشید تا بتوانید کاری […]

ادامه ی مطلب