ثانیه‌ای رهایش نکن

افسار زندگی را می‌گویم. با خودم می‌گویم. زندگی غالباً مثل اسب چموشی است که بی‌پروا به هر طرف می‌تازد. گاهی هم که ساکت و آرام است خطرناک‌تر است. زندگیِ جاری با سکونِ ساکت همخوانی ندارد. وقتی زیادی آرام است یک جای کار می‌لنگد. لازم است […]

ادامه ی مطلب

خجالتی‌های دوست‌داشتنی

ما انسان‌ها اغلب اوقات به دنبال چیزهایی هستیم که کم داریمشان. اگر چاق باشیم به دنبال لاغرتر شدن هستیم و اگر لاغر باشیم به هر دری می‌زنیم تا پُرتر شویم! اگر به قدر کافی پول نداشته باشیم برای به دست آوردنش آرامش فعلی‌مان را به […]

ادامه ی مطلب

راهی متفاوت برای سخنرانی تأثیرگذار

بعدازاینکه چند سخنرانی تأثیرگذار در سایت (Ted) دیدم به سراغ کتابخانه‌ام رفتم و چند کتاب پرمغز و جاندار را بیرون کشیدم. اسامی نویسنده‌ها را فهرست کردم و تلاش کردم سوابق کاری و مهم‌ترین دستاوردهایشان را یادداشت کنم. متوجه شدم تعداد زیادی از این نویسنده‌ها سخنرانی‌های […]

ادامه ی مطلب

چطور ثروتمند یا فقیر می‌شویم؟

پیش‌نوشت: این‌ها را برای خودم نوشتم و چند وقت یک‌بار به آن‌ها نگاه می‌کنم تا ببینم حسابم چقدر پر یا خالی‌تر شده است. و به همین دلیل است که فکر می‌کنم هیچ‌کس به قدر خود آدم نمی‌تواند بفهمد چقدر ثروتمند یا فقیر است. اگر انتخاب […]

ادامه ی مطلب

داستان خانۀ قدیمی ما و دن اریلی

بازار زرگرها. کوچۀ بهبهانی. پلاک ۱۰۴٫ درست روبروی اولین پیچ. تک درب بزرگ آهنی. در خانه تازه رنگ خورده. راه‌راه سفید و نارنجی. تابستان است. مثل همۀ تابستان‌های دیگر درخت زردآلو از بالای در به کوچه سرک می‌کشد. حوض آبی رنگی که در یکی از […]

ادامه ی مطلب

راهکاری عمومی برای تصمیم‌گیری بهتر

وقتی نمی‌دانید از چه چیزی بنویسید، کتابی باز می‌کنید و چند صفحه از آن را می‌خوانید. وقتی نمی‌دانید به کجا سفر کنید شروع می‌کنید راجع به جاذبه‌های گردشگری شهرهای مختلف سرچ می‌کنید یا از دوستانتان پیشنهاد می‌خواهید. وقتی نمی‌دانید چه کتابی را بخوانید به سراغ […]

ادامه ی مطلب

درسی از دوران دانشگاه

از دوران دانشگاه دکتر تدین را خوب به یاد دارم؛ مانند خیلی از اساتید دیگری که چون خیلی شبیه استاد دانشگاه نیستند به یاد می‌مانند. یادم هم هست خیلی از بچه‌ها تصویر نهایی تلاششان را در دوران دانشگاه چیزی شبیه همین شبه اساتید می‌دیدند. انگار […]

ادامه ی مطلب

راهکاری برای جبران تصمیم‌های اشتباه

غنائم جنگی. یکی از آن اصطلاحات دوست‌نداشتنی دوران درس و مدرسه است که بازمانده‌های جنگ را که نصیب بازمانده‌ها می‌شود برایمان تداعی می‌کند. وقتی پس از گرفتن تصمیمی اشتباه، سخت مشغول سرزنش کردن خودم بودم، از این اصطلاح وام گرفتم تا قدری خودم را التیام […]

ادامه ی مطلب

بن‌بست تکامل

یک اتاق ایزوله. چندساعتی حجم همۀ دنیا در همین چند کلمه جا گرفته بود. در یک اتاق. سرد. تاریک. محتاط. کمی هم با بوی مرگ. تنها. بدون همراه. بدون اینترنت. بدون کتاب. بدون هر نوع ارتباط. دوست داشتم فکر کنم همه چیز را خودم خواستم […]

ادامه ی مطلب