جذابیت ما چقدر است؟

کجای طیف جذابیت ایستاده‌ای؟ این سؤالی است که اکثراً از خود نمی‌پرسیم برای همین است که دوروبرمان را این‌قدر آدم‌های نچسب و حوصله سر برگرفته‌اند. آدم‌هایی که شادی‌های مختصر و غم‌های پیوسته و بزرگ دارند، از عالم جذابیت فرسنگ‌ها فاصله‌دارند. گمان می‌کنم جدیت رابطه غیرمستقیمی […]

ادامه ی مطلب

یک قرار یک محال

«باید متعهدانه بخواهیم تا محال اتفاق بیفتد». مشغول خواندن وبلاگ ست گادین بودم که آخرین پستش را منتشر کرد. در این پست از درجات آزادی و نحوۀ انتخاب می‌گوید. با خودم فکر کردم هر انتخاب، قراری است که با درونمان می‌گذاریم تا به پدیده‌ای معنا […]

ادامه ی مطلب

عادت مضحک رانندگی

هیچ‌وقت رانندگی آدم‌ها برایم عادی نمی‌شود. اینکه با جدیت سرشار پشت فرمان بنشینی، ماشین حرکت کند و بی‌تحرک به جلو خیره شوی، همیشه برایم مضحک بوده است. ما آدم‌ها، طوری در قالب رفته‌ایم انگار از ازل سوار بر ماشین آفریده‌شده‌ایم و هستی انسان، پشت فرمان […]

ادامه ی مطلب

نامه‌ای که قرار نیست پست شود

«نامه‌های بی‌مخاطب را با قلمی بی دلهره و آسان‌گیر می‌نویسم». نامه‌های پست نشده، برای من حکم گوش شنوا، کلیسا و پناهگاه دارند. همان نامه‌هایی که به‌قصد پیمودن راهی به مغز یا دل مخاطب نمی‌نویسم. این نامه‌ها نوشته می‌شوند تا حرف‌های پنهانی، از تنگنای فکر خلاص […]

ادامه ی مطلب

تجربۀ آزادی در افکار محدود

«آزادی از دل محدودیت‌های خودساخته حاصل می‌شود». از محدودیت‌های ناچار حرف نمی‌زنم و حتی منظورم آزادی تقدیمی نیست. اوج آزادی، در فضای محدودشده برای کشف موشکافانۀ یک موضوع ظهور می‌کند، برخلاف پراکنده‌گویی و پراکنده دانی که اغلب فرصت دیدن عمق آزادی را از ما می‌گیرد. […]

ادامه ی مطلب

برای خوب نوشتن عمیق زندگی کن

«در روشنایی نوشته‌های غنی، چنان بیدار می‌شویم گویی هرگز نخواهیم خفت». هنر خوب نوشتن، مرتبه‌ای بالاتر از صف‌آرایی کلمات است و در لمس عمیق زندگی خلاصه می‌شود. وقتی نویسنده می‌ایستد و چشم در چشم زندگی می‌شود، مجالی می‌دهد تا کلمات در او جاری شوند. همان […]

ادامه ی مطلب

بهتر است دهان منتقد وقتی باز شود که…

قسمت دوم «داستان منتقد مدعی امروزی، اغلب کلیشه‌ای از جبر محیطی است». منتقدی که کاستی‌ها را خوب فهمیده، ناخودآگاه گریزی به راه‌حل نیز زده است. راه‌حل مسائل، در عمیق‌ترین نقاط دریای کاستی‌ها جا خشک کرده است. کسی که نقد جدی دارد و کمبودها را عمیق […]

ادامه ی مطلب

چه‌زمانی حرف منتقد بهتر شنیده می‌شود؟

قسمت اول «انتقاد بی‌پروا، از همان شیوه‌های منسوخ‌شده‌ای است که برای هویت بخشی به خود بکار می‌رود». نگاه غالب اجتماع امروز ما، لبریز از انتقاد و سرکوب است که همچون پتکی بر سر زمین و زمان کوبیده می‌شود. منتقد عبوس و بی‌عمل امروزی، تلاش می‌کند […]

ادامه ی مطلب

وقتی‌که شانس شیفتۀ ما می‌شود

«باید قلب تپندۀ انگیزه بکار بیفتد تا شانس ظهور کند». شانس فرآیندی ساختاریافته دارد و برخلاف چیزی که عموماً تصور می‌شود، واژۀ «تصادف» با آن نامأنوس است. وقتی پشت چراغ‌قرمز محدودیت‌ها نمی‌مانیم، جهان به سخاوت ما نسبت به خودمان، واکنش نشان می‌دهد. سازوکار شانس، خواستن […]

ادامه ی مطلب

دست‌نوشته‌های بی‌فروغ و دریای محتوا

«هر نوشته از یک کنجکاوی ناخودآگاه سرچشمه می‌گیرد». در فضای نگارش امروز تا چشم کار می‌کند محتوای بی‌فروغ گسترده است، از همان‌هایی که نویسنده تنها زحمت حملشان را کشیده، غافل از آن‌که کلمات زیر دِین این جابه‌جایی نمی‌روند تا در محتوای نویسنده به رقص درآیند. […]

ادامه ی مطلب