آخرین بازمانده از دانشگاه

یادم نمی‌آید به کتابخانه‌ام نگاه کرده باشم و با خودم بگویم کاش کتاب‌هایم کمتر بود. (به جز در مورد کتاب‌های دانشگاه). مشغول مرتب کردن کتابخانه‌ام بودم که با آخرین بازمانده‌های دانشگاه مواجه شدم. کتاب‌های پروار بی‌مغزی که نمی‌دانم چرا هنوز در کتابخانه‌ام جا خشک کرده‌اند. […]

ادامه ی مطلب

راه درست بساط کردن کتاب

چند روز پیش توی دانشگاه کلاس داشتم، از همان کلاس‌هایی که به قول محمدرضا شعبانعلی، بار خورده بود! وسط راهروی دانشگاه بساط دست‌فروش‌ها برقرار بود، همه هم سرگرم خرید بودند، از ده‌ها نوع کلوچه و لواشک موجود بود تا بدلیجات و اسپینر؛ اما دریغ از […]

ادامه ی مطلب