دریایی که در خواب دیدم

نیمه‌های شب است. خوابم. بی تکان خوابم را تماشا می‌کنم. فقط چشم‌ها زیر پلک این‌طرف و آن‌طرف می‌روند. دریاست. تا چشم کار می‌کند. آسمان و دریا صدفی دربسته درست کرده‌اند و از هر طرف به هم چفت شده‌اند. رنگ نارنجی رهاشده و روی قسمتی از […]

ادامه ی مطلب

از تعقیب کردن خودتان حیرت کنید

از خودتان بیرون بزنید، بند کفش‌های روحتان را ببندید و زیرکانه خود را بپایید. افکارتان را تعقیب کنید، آن‌ها را در بیراهه‌ها غافلگیر کنید و آن راهی را که می‌خواهید، جلوی پای افکارتان فرش کنید. از خودتان بنویسید. ردپای ذهنتان را با کلمات، روی کاغذ […]

ادامه ی مطلب