کلماتی که روی دامنم نوشتم

الیزابت گیلبرت می‌گوید: «بر این باورم که علاوه بر حیوانات، گیاهان، باکتری‌ها و ویروس‌ها، ایده‌ها هم جزء ساکنان سیارۀ ما هستند. ایده‌ها زنده هستند و به طرز عجیبی با ما در تعامل‌اند. تنها راهی که ایده‌ها می‌توانند در جهان ظاهر شوند، همکاری با یک شریک […]

ادامه ی مطلب

عاشقی با کلمات

کلمات همان لباسی است که به تن افکارمان می‌پوشانیم و با آن‌ها، از خودمان بیرون می‌زنیم. اگر جایی از ارتباطاتمان لنگ می‌زند، اگر در جادۀ جدیت زندگی با سرعت و بی لذت می‌رویم، اگر در دنیایی دوست‌نداشتنی گیر افتاده‌ایم، باید به دنیایی جذاب‌تر کوچ کنیم. […]

ادامه ی مطلب

یک ایده برای برقراری ارتباط موثر

«هرروز سه کلمۀ جدید پس‌انداز کن.» این موضوع وقتی به ذهنم رسید که روی برخی روابطی دقیق‌تر شدم؛ روابطی چنان رقت‌بار که گویی انعکاس صدای خودت را در پوچی و خلأ درون آن می‌شنوی، بدون اینکه تأثیر دیگری دیده باشی. چطور می‌شود  که ما آدم‌هایی […]

ادامه ی مطلب

قرارهای مهم من با خودم

بخش اول «کلمات تعهد می‌آورند. یاد بگیرم آن‌ها را با تمام تعهدی که دارند بکار بگیرم.» این اولین قرار جدی من با خودم است. قرارهای من با خودم ازآنجا شروع شد که تصمیم گرفتم هر آنچه می‌آموزم را عملی کنم تا بتوانم به بهترین شکلی […]

ادامه ی مطلب

تمایز با بهره‌گیری از قدرت کلمات

انتخاب با ماست. می‌توانیم به‌سادگی از کنار کلمات رد شویم یا خودمان را در دنیای شگرف واژه‌ها غرق کنیم. عمیقاً معتقدم کسی می‌تواند خوب فکر کند و به‌درستی عمل نماید که خود را به ابزار کلمات مجهز کرده باشد. بسیاری از مهارت‌هایی که برای بهبود […]

ادامه ی مطلب