ناهید عبدی

جهان کلمه‌ها | از تأمل

۱

قطعات تفکر از امیل سیوران را می‌خواندم که به این جمله رسیدم:

«همچون دونده‌ای که در حساس‌ترین لحظۀ مسابقه می‌ایستد و سعی می‌کند بفهمد منظور از مسابقه چیست،

تأمل، اعتراف به از نفس افتادگی است.»

بر روی واژۀ تأمل ماندم تا آن را از نزدیک‌تر تماشا کنم و مقدار حضورش را در زندگیِ فکری‌ام بسنجم.

۲

معنی واژۀ «تأمل» را در لغتنامه این‌گونه می‌خوانیم:

درنگ، نیک نگریستن، مکث، تأخیر، شکیبایی، ژرف‌اندیشی، مراقبه، مکاشفه.

۳

برخلاف چیزی که ناخودآگاه به ذهن می‌رسد و انگار که زمانِ تأمل در فضایی از آگاهی، سرخوشی، به جلو پیش رفتن و رسیدن به سطحی بالاتر از دغدغه‌های عموم، فرامی‌رسد، اتفاقاً تأمل کردن بیشتر در موقعیت‌های سقوط، شکست، از نفس افتادن، ایستادن، پیش نرفتن و سکون معنادار می‌شود.

تأمل بیشتر از اینکه در حرکت کردن و پیش رفتن معنا پیدا کند در ایستادن، متوقف شدن و نگاه کردن معنی می‌شود.

تأمل بیشتر از اینکه آغاز باشد، در پایان یک راه و در پایان یک تجربه بروز می‌کند.

۴

در مواجهه با هر تجربۀ تازه یا وقتی از چیزی ناامید می‌شویم و هرزمانی که اوضاع مطابق میل پیش نمی‌رود، تأمل کردن می‌تواند یک انتخاب باشد تا مسئله‌ای که در دست داریم را از بُعدی تازه نگاه کنیم.

وقتی دربارۀ مسئله‌ای تأمل می‌کنیم، رویدادی که پیشِ رو داریم را چون گویی در دست می‌چرخانیم و در این فرصت، آن را از زاویه‌ای دیگر به تماشا می‌نشینیم.

۵

در گلستان سعدی می‌خوانیم:

یک‌شب تأمل ایام گذشته می‌کردم و بر عمر تلف‌کرده تأسف می‌خوردم و سنگ سراچه دل به الماس آب دیده می‌سفتم و این بیت‌ها مناسب حال خود می‌گفتم:

هر دم از عمر می‌رود نفسی

چون نگه می‌کنی نمانده بسی

ای که پنجاه رفت و در خوابی

مگر این پنج‌روزه دریابی

خجل آن‌کس که رفت و کار نساخت …

بعد از تأمل این معنی مصلحت آن دیدم که در نشیمن عزلت‌نشینم و دامن از صحبت فراهم چینم و دفتر از گفته‌های پریشان بشویم و من‌بعد پریشان نگویم.

 

با این نگاه، تأمل کردن می‌تواند یک نقطۀ شروع باشد. جایی برای تغییر نگرش.

تأمل در اینجا معادل می‌شود با جستجوی راهی تازه،

با پیدا کردن چرایی یک ماجرا و تلاش برای درک آن، قبل از اینکه زیر بار سنگینی‌اش خفه شویم.

۶

تأمل کردن مرحله‌ای از مراحل جبران اشتباه است.

تأمل می‌کنیم تا بسازیم. تا در حد امکان، آنچه نمی‌پسندیم را تغییر بدهیم.

اگر هر اشتباه، هر ناملایمت و هر آنچه مناسب حال ما نیست نتیجه‌ای در پی داشته باشد، تأمل کردن، راه ورود به این نتیجه است.

ما با فرصتی که بعد از هر تجربۀ خوشایند یا ناخوشایند به خودمی دهیم و با زمانی که برای تأمل کردن می‌گذاریم، تجربه را کامل می‌کنیم.

با تأمل کردن، منحنی سوگ را که گاهی بی‌انتها به نظر می‌رسد، می‌بندیم و آن را کامل می‌کنیم.

خوب است هرازگاهی از خودمان فاصله بگیریم و ببینیم برای تأمل کردن دربارۀ هر تجربه، چه اندازه وقت می‌گذاریم.

۷

رشد، پیشرفت، تغییر، رسیدن به سطحی برتر از خود، عموماً وقتی نتیجه می‌شود که توانایی نگاه کردن به مسائل را از زاویه‌ای تازه داشته باشیم.

تأمل کردن و فرصت دادن به خود برای دست از حرکت کشیدن، سنجیدنِ مسیر و فکر کردن به راه‌های تازه برای ادامۀ مسیر، همان پلی است که ما را به سطحی بالاتر از عملکرد و رفتار می‌رساند.

۸

از نفس افتادن، بریدن و مواجه شدن با تجربیات جدید زندگی، می‌تواند به جایی غیرمعمول هم ختم شود:

به لحظه‌های تأمل برای درک بهتر.

و به لحظه‌های بعد از تأمل برای ساختن نتیجه‌ای بهتر.

 

 ناهید عبدی در اینستاگرام

 ناهید عبدی در تلگرام 

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *