ناهید عبدی

باورهای نیندیشیده | وقتی به آب و گاوشان بربخورد

۱

خیلی از مشکلات، درست از جایی شروع می‌شوند که فکر می‌کنیم داریم فکر می‌کنیم.

غافل از اینکه آنچه نام «فکر»، «منطق»، «اندیشه» و مانند این‌ها را رویش می‌گذاریم، صرفاً باورهای دیگرانی است که بی‌صدا و ناخودآگاه به باورهای ما تبدیل‌شده‌اند.

خیلی از این به‌ظاهر «افکار» تکرار همان چیزهایی هستند که محیط به ما دیکته می‌کند و ما سخت بر آن‌ها باور داریم فقط به این دلیلِ ِ پنهان که فرصت نقض یا زیر سؤال بردنشان را هنوز پیدا نکرده‌ایم.

توهمِ بر حق بودن و توهمِ یافتن حقیقت و لزوم پایبند ماندن بر سر آن، همان چیزی است که انسان را از رشد، یادگیری و منعطف بودن در برابر رویدادها و افکار تازه بازمی‌دارد و سدی در برابرش می‌سازد برای اینکه هر چه بیشتر در خودتأییدی و باورهای کهنه‌اش بماند و در برابر جهانِ متغیر، بپوسد و درجا بزند.

 

۲

متنی از مارک تواین، داستان‌نویس و منتقد اجتماعی می‌خواندم با عنوان «باورهای نیندیشیده». اینجا خلاصه‌ای از آن را می‌نویسم:

باورهای نیندیشیده گرایش مردم است به طرد هر نگرش یا باوری که به آب و گاوشان بربخورد…

آدم عادی در مورد مسائل مهم مانند سیاست و مذهب باید مثل بقیه فکر و احساس کند وگرنه منزلت اجتماعی و کسب‌وکارش به خطر می‌افتد.

من جداً به این نتیجه رسیده‌ام که در مورد طرز لباس پوشیدن، طرز رفتار، ادبیات، سیاست یا مذهب یا هر مقولۀ دیگری قضاوت سنجیده و اندیشیده و مستقل بسیار کمیاب است.

بودایی‌ها بودایی‌اند چون میان پیروان بودا به دنیا آمده و بزرگ شده‌اند نه لزوماً به این سبب که در این باب تعمق کرده‌اند و می‌توانند دلایل درستی برای بودایی بودن بیاورند.

ما می‌دانیم کاتولیک‌ها چرا کاتولیک هستند. می‌دانیم دزدان چرا دزدند و سلطنت‌طلب‌ها چرا سلطنت‌طلب‌اند و جمهوری خواهان چرا جمهوری خواهند و دموکرات‌ها چرا دموکرات هستند.

انسان‌ها فکر می‌کنند در مورد مسائل مهم سیاسی فکر می‌کنند و فکر هم می‌کنند؛ منتها مثل همفکرانشان فکر می‌کنند و نه مستقلاً.

نوشته‌های همفکرانشان را می‌خوانند و نوشته‌های مخالفان را نه.

باورهای سفت و سختی در سر می‌پرورانند که مبتنی بر نگرش جانبدارانه به این قضیه است و بی‌ارزش.

همۀ ما اسیر احساساتمان هستیم و این را با فکر کردن اشتباه می‌گیریم؛ و محصول این‌همه مغلطه‌ای است که بس پسندیده می‌پنداریم و نامش افکار عمومی است.

چیزی است که سخت محترم شمرده می‌شود. مرجع نهایی هر بحثی است. بعضی می‌پندارند صدای خداست…

 

۳

منعطف بودن، پرورش ذهنی باز و پذیرا برای ورود باورهای تازه و مواجه‌شدن با آن‌ها، خیلی وقت‌ها همان نقطه پرش ماست که در برابرش زندگی آسوده‌تر، غنی‌تر و عمیق‌تر فرش شده است.

  • مطالعه کردن،
  • گفتگو کردن با کسانی که در موضع مخالف ما قرار دارند،
  • شنیدن نظرات متناقض با باورهای ما با کمترین پیش‌داوری،
  • آگاهی به اینکه بسیاری از باورهای خدشه‌ناپذیر ما صرفاً موروثی هستند و به دلیل محیطی که در آن بزرگ‌شده‌ایم شکل‌گرفته‌اند،
  • تلاش هرروزه برای منعطف‌تر بودن و اجازه دادن به دیگران برای ابراز عقیده،
  • زیر سؤال بردن خود در موقعیت‌های حساس،
  • یک «چرایی» را دربارۀ مسائل مهم همیشه در ذهن حمل کردن و تلاش برای پیدا کردن جواب آن،
  • نگاه کردن دقیق‌تر به واکنشی که در برابر موضوعات مختلف داریم،
  • نوشتن دربارۀ افکار و جهان‌بینی‌مان تا وقتی موضع ما در برابر مسائل خاصی که با آن‌ها مواجهیم و برایمان مهم هستند، روشن شود،

 

ازجمله راهکارهایی هستند که فکر می‌کنم در مسیر اندیشیدن و فکر کردن به معنای واقعی کلمه، مؤثر باشند.

 

 ناهید عبدی در اینستاگرام

 ناهید عبدی در تلگرام 

یک پاسخ

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *