پرسش و پاسخ‌هایی دوستانه

دوستی پرسید: «من چرا اسیر فکرهای هیچ و پوچ‌ هستم و نمی‌توانم برای لحظه‌ای از آن‌ها خلاص شود؟» گفتم: احتمالاً چون فکرهای بزرگ‌تر و دغدغه‌های باارزش‌تری نداری. به همین خاطر وقت زیاد می‌آوری و فرصت فکر کردن به فکرهای کودکانه را پیدا می‌کنی.   «ترجیح […]

ادامه ی مطلب

نوشتن کتاب؛ با یا بی‌ تکلف؟

افرادی هستند که خیلی درگیر حساب‌وکتاب کردن نمی‌شوند. وقتی مسئله‌ای پیش می‌آید همان کاری را انجام می‌دهند که در آن لحظه فکر می‌کنند درست‌تر است. آن‌ها به ناخودآگاهشان که گاهی هم اسم شهود روی آن می‌گذارند اعتماد می‌کنند و وارد کار می‌شوند. اگر قرار باشد […]

ادامه ی مطلب

ارزش نفس نه اعتماد به‌ نفس

«بعضی کتاب‌ها نمی‌توانند خلاصه‌تر از آنچه نوشته‌شده‌اند باشند؛ برخی دیگر را می‌توان تا ده صفحه فشرده کرد؛ اکثریت را می‌توان به صفر صفحه رسانید.» نوشتن از اعتمادبه‌نفس و توصیه‌هایی که برای رسیدن به آن می‌شود، این قدر تکرار شده که دیگر از کلیشه هم گذشته […]

ادامه ی مطلب

نوشتن کتاب با یادداشت‌های روزانه

یکی از اولین مطالبی که روی وبلاگم نوشتم با عنوان «تاثیر اهمال کاری های آگاهانه» بود و در آن مطلب اشاره کردم که بسیاری از کتاب‌های خوب جهان در سایۀ تأخیر در نوشتن پخته‌تر شده‌اند. یکی از این اهمال‌کاری‌هایی که می‌توان به کمک آن کتابی […]

ادامه ی مطلب

به‌اندازۀ تمام کتاب‌هایی که نخوانده‌ام

به‌اندازۀ همۀ کتاب‌هایی که نخوانده‌ام دنیا را کوچک‌تر از ابعاد واقعی‌اش دیده‌ام و به همان نسبت کمتر از آن لذت برده‌ام. به‌اندازۀ همۀ کتاب‌هایی که نخوانده‌ام قصه کم شنیده‌ام، داستان کم داشته‌ام و قصه‌ها و داستان‌های زندگی‌ام را کوته‌بینانه تماشا کرده‌ام. به‌اندازۀ همۀ کتاب‌هایی که […]

ادامه ی مطلب

جلوه‌های ویژۀ زندگی

یکی از نشانه‌های رشد کردن و بزرگ شدن از دید من، تغییری است که در دغدغه‌هایمان ایجاد می‌کنیم. انسان بی‌دغدغه وجود ندارد. کسی که دل‌مشغول چیزی نیست یا در خاک سرد خوابیده یا در دنیای جنون پرسه می‌زند. نمی‌دانم اگر دغدغه نداشتیم یا دغدغه‌های متفاوت‌تر […]

ادامه ی مطلب

سبکی متفاوت برای نوشتن کتاب

سؤالی همیشگی که با خواندن نوشته‌هایش به ذهنم می‌رسید این بود که «چرا این قدر ساده و کودکانه می‌نویسد؟» درحالی‌که می‌دانستم در هزارتوی ذهنش کلی کلمۀ سخت و درست و حسابی دارد اما تعجب می‌کردم از اینکه نوشته‌های ساده‌اش با آن کلمات پیچیده و سخت […]

ادامه ی مطلب

چگونه کتابی خواندنی بنویسیم؟

اگر به ساختار چند سخنرانی حرفه‌ای دقت کرده باشید، می‌توانید روندی این‌چنین را در خیلی از آن‌ها ببینید: سخنران با نقل یک داستان، خاطره یا رویدادی از زندگی‌اش شروع می‌کند. در آن داستان یا رویداد، نکته‌ای قابل‌توجه را بیرون می‌کشد و به صورت سؤال مطرح […]

ادامه ی مطلب

نوشتن کتاب: چگونه شروع کنیم؟

اگر تابه‌حال برای نوشتن یک متن جدی تلاش کرده باشید می‌توانید حدس بزنید اوضاع از چه قرار خواهد شد: صفحه‌ای سفید روبه روی خود می‌گذارید و قلم‌به‌دست تمرکز می‌کنید تا چیزی روی آن بنویسید. شما و این صفحۀ بی‌روح ساعاتی به هم خیره می‌مانید تا […]

ادامه ی مطلب